برگردان به زبان ساده
ایدل این شوخ پریوش که چنین میگذرد
باخبر باش که غارتگر دین میگذرد
هوش مصنوعی: ای دل، این جوان زیبا و بازیگوش که به این شکل میگذرد، بدان که این فرد، خدای دین را به یغما میبرد.
این صنم عمر عزیز است مگر یا شب وصل
یا مگر عهد شباب است چنین میگذرد
هوش مصنوعی: این معشوق، عمر گرانبهای من را شکل میدهد، چه در شب وصالی که با او میگذرانم و چه در ایام جوانی که چنین لحظات را سپری میکنم.
در کمینم که ببوسم لب لعلش آری
تشنه لب کی ز سر ماء معین میگذرد
هوش مصنوعی: من در انتظارم که لب زیبایش را ببوسم، چون تشنهام و نمیدانم کی فرصت پیدا میشود که از چشمه زلال آن آب بنوشم.
شهریاری که شهانند گدای در او
کی بسر وقت من گوشه نشین میگذرد
هوش مصنوعی: مردی که در میان پادشاهان اقتدار دارد و در دنیای او گدایان زندگی میکنند، در زمانی که من در کنج نشستهام به آرامی از کنار من میگذرد.
روی خود را دمی ای شوخ در آئینه ببین
تا بدانی چه بعشاق حزین میگذرد
هوش مصنوعی: لحظهای به چهرهات در آئینه نگاه کن تا بفهمی عشق چقدر برای عاشقان غم و اندوه به همراه دارد.
گندم خال تو نازم که بیک جلوهٔ آن
بوالبشر از سر فردوس برین میگذرد
هوش مصنوعی: من به زیباییهای تو، همچون گندم، افتخار میکنم؛ به گونهای که یک نمایش زیبا از تو، خود را در مقابل بهشت به نمایش میگذارد.
تا که سرو قدت آید بکنارم روزی
جوی اشگم به یسار و به یمین میگذرد
هوش مصنوعی: تا وقتی که قامت زیبایت به کنارم بیاید، روزی اشکهایم از دو طرف، به چپ و راست، جاری میشود.
هست در فقر صغیرا گهری کز پی آن
پور ادهم ز سر تاج و نگین میگذرد
هوش مصنوعی: در فقر و تنگدستی، گوهری وجود دارد که ارزشش از تاج و نگینهای گرانبها بیشتر است. این گوهر میتواند از نسل ادهم (آدم) باشد و نشاندهنده این است که گاهی در اوج فقر نیز چیزهایی باارزش و ارزشمند وجود دارد.