برگردان به زبان ساده
چون بدل ناوک آن شوخ پری زاد آمد
شست او را ز دل آواز مریزاد آمد
هوش مصنوعی: به هنگامی که آن پری زاد خوشچهره مانند تیرکمان آمد، دل من پر از شادی و نغمهای سر داد.
دوش میگفت که با آتش عشقم چونی
ای عجب از من دل سوخته اش یاد آمد
هوش مصنوعی: دیشب به من گفت که چطور با آتش عشق من زندگی میکنی. چه عجیب است که یاد دل سوختهام به سراغش آمده.
ای پری رو که تنت هست بنرمی چو حریر
سخت تر از چه دلت ز آهن و فولاد آمد
هوش مصنوعی: ای زیبای دلربا که بدنت نرمتر از حریر است، چه شده که دلت از جنس آهن و فولاد شده است؟
دیگران نقل و میو بوسه گرفتند از تو
این منم کز تو نصیبم همه بیداد آمد
هوش مصنوعی: دیگران از تو نوشیدنی و محبت و بوسه دریافت کردند، اما برای من فقط ظلم و بیعدالتی نصیب شده است.
تا ابد باد در میکده یارب مفتوح
زانکه هر غمزدهٔی رفت در آن شاد آمد
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که در درون میکده، درب همیشه باز است و هر کس که غمگین و دلشکسته باشد، با ورود به آنجا احساس شادی و سرور میکند.
هر که طفل دل خود داد بشاگردی عشق
به هنرهای جهان یکسره استاد آمد
هوش مصنوعی: هر کسی که دل کودکانهاش را به عشق بسپارد، در تمام هنرهای دنیا به درجه استادی میرسد.
چند ای شمع شرر بر پر پروانه زنی
باخبر باش پی کشتن تو باد آمد
هوش مصنوعی: ای شمع، وقتی که به پروانه نزدیک میشوی و در او شرر ایجاد میکنی، توجه داشته باش که نسیم مرگ تو در راه است.
بعد از آنی که ز شفقت دل شیرین شد نرم
آهنین تیشه شد و بر سر فرهاد آمد
هوش مصنوعی: پس از آنکه محبت و مهربانی دل را نرم و شیرین کرد، تیشهای که همچون آهن سخت بود، بر سر فرهاد فرود آمد.
دوش بنوشت چو شرح ستم یار صغیر
دفتر اوراق شد و خامه به فریاد آمد
هوش مصنوعی: دیشب وقتی که شرح ظلمهای یار کوچک را نوشتم، دفتر پر از صفحات شد و قلم به فریاد درآمد.