برگردان به زبان ساده
سهی قد تو به سرو کنار جو ماند
بچشم من بنشین کان بجو نکو ماند
هوش مصنوعی: قد زیبا و راست قامت تو مانند سروهای کنار جویبار است. به چشمان من نگاه کن، زیرا آن جا هم زیبایی خاصی وجود دارد.
در ازی شب هجران دلم فسرد اما
از این خوشم که بدان زلف مشگبو ماند
هوش مصنوعی: در شبهای طولانی جدایی، دل من بسیار سرد و غمگین بود، اما خوشحالم که هنوز یاد آن موهای خوشبو در یادم باقی مانده است.
چو چشم مست تو نرگس بدید شد بیمار
برای اینکه بگویند این باو ماند
هوش مصنوعی: وقتی که چشمهای زیبای تو را دیدم، دچار شوق و شیدایی شدم و به خاطر این احساس، بیمار شدم، تا جایی که دیگران بگویند؛ این عشق فقط برای من باقی مانده است.
همیشه چشم ترا هست میل خون ریزی
خود این به مردم بی باک فتنه جو ماند
هوش مصنوعی: چشم تو همیشه به دنبال خونریزی است و این ویژگی تو باعث میشود که مردم بیپروا و فتنهجو باقی بمانند.
چه آرزوست ندانم که سوز آه صغیر
بسوز آه دل پر ز آرزو ماند
هوش مصنوعی: مرا آرزویی است که نمیدانم، سوز و اندوه دل کوچک من را بسوزاند. دل پر از آرزوی من در این حسرت باقی مانده است.