برگردان به زبان ساده
زلف از شانه بروی چو قمر میریزد
یا که بر برگ سمن سنبل تر میریزد
هوش مصنوعی: موهایش مانند نغمهای دلانگیز به روی شانهاش میریزد یا بر روی گلهای خوشبو و زیبا، عطر و زیبایی میافشاند.
هر دلی کی هدف ناوک نازش گردد
غمزه اش خون دل اهل نظر میریزد
هوش مصنوعی: هر دلی که تحت تأثیر زیبایی و ناز آن محبوب قرار گیرد، باعث میشود تا اهل هنر و نظر، از دلشان خون بریزد و غمناک شوند.
گر نقاب افکند از روی جود آنزهره جبین
حسن او آبروی شمس و قمر میریزد
هوش مصنوعی: اگر آن معشوق با کرم خود نقابی بر چهره بزند، زیبایی و جذابیت چهرهاش چنان است که اعتبار خورشید و ماه را نیز تحتالشعاع قرار میدهد.
با که گویم که همی کام مرا دارد تلخ
آنکه از قند لبش تنگ شکر میریزد
هوش مصنوعی: نمیدانم با چه کسی باید صحبت کنم، چون کام من تلخ است و او با لبهای شیرینش فقط شکرش را به من میدهد.
دامنم رشگ گلستان شده بس دیده بر آن
با خیال رخ او خون جگر میریزد
هوش مصنوعی: دامن من به خاطر زیباییهای گلستان به شدت حسرتانگیز شده است و به خاطر تصور چهرهاش، جگرم به خون مینشیند.
کی شوم شاد که هر دم پی آزردن من
فلک بوقلمون رنگ دگر میریزد
هوش مصنوعی: چگونه ممکن است همیشه خوشحال باشم، در حالی که هر لحظه آسمان به شیوهای جدید مرا آزردهخاطر میکند؟
افتد از قدر چو از مرد هنر گردد دور
می شود زشت ز طاوس چو پر میریزد
هوش مصنوعی: وقتی ارزش و مقام انسان کم میشود، مانند پرندهای که زیباست اما با از دست دادن پرهایش زشت به نظر میرسد، او نیز از زیبایی و هنرش دور میشود.
گنج بیند چو نشد مایهٔ خود از خجلت
رو نهان میکند و خاک به سر میریزد
هوش مصنوعی: کسی که دارای ثروت و گنج باشد اما به خاطر کمبود خود یا عذاب وجدانی که احساس میکند، به طور مخفیانه این ثروت را پنهان میکند و به نوعی خود را در خاک مینوازد.
حرص دزدیست که او را نکنی گر زندان
خون عیسی ز پی بردن خر میریزد
هوش مصنوعی: حرص و طمع مانند دزدی است که اگر آن را مهار نکنی، در موقعیتهای سخت و دشوار زندگی (مانند زندان) ممکن است به مشکلات جدی و خطرناک منتهی شود.
بحر رحمت متلاطم کند آنقطرهٔ اشگ
که ز چشم تو بهنگام سحر میریزد
هوش مصنوعی: اشک تو در صبحگاهان، مانند قطرهای از دریا، باعث به تکاپو افتادن رحمت الهی میشود.
تا ثنا خوان شهنشاه نجف گشته صغیر
سخنش آب بر روی در و گهر میریزد
هوش مصنوعی: کودکی که به ستایش پادشاه نجف پرداخته، سخنانش همچون آبی است که بر در و گوهر میریزد.