برگردان به زبان ساده
هر که را بوئی از آن طرهٔ پرچین آمد
فارغ از مشک ختا و ختن و چین آمد
هوش مصنوعی: هر کسی که عطر و بوی آن موهای بافته شده را حس کند، دیگر به دل مشغولیهای دور از کشور و ملاقات با دیگران فکر نمیکند.
آب و رنگ رخ یار است که در باغ عیان
از گل و لاله و از سنبل و نسرین آمد
هوش مصنوعی: ظاهر زیبای معشوق همانند آب و رنگ است که در باغ به وضوح از گلها، لالهها، سنبلها و نسرینها نمود پیدا کرده است.
چکنم گر نشوم کافر عشقش که مرا
غمزه اش راهزن عقل و دل و دین آمد
هوش مصنوعی: اگر به عشق او کافر نشوم، چه کنم؟ زیرا نگاههای فریبندهاش به عقل، دل و دین من آسیب میزند و مرا گمراه میکند.
باز آید دل از آن طرهٔ چون پر غراب
باز اگر صعوهٔی از چنگل شاهین آمد
هوش مصنوعی: دل دوباره به آن موی زیبایی چون دمی از پرندهای سرازیر برمیگردد، اگر پرندهای از چنگال شاهینی آزاد شود.
تلخ باشد بنظر تیشه زدن بر سر لیک
آنچه بر کوهکن آمد همه شیرین آمد
هوش مصنوعی: حس میشود که تیشه زدن به سنگ و کوه کار سخت و تلخی است، اما تمام زحمتی که کوهنوردی کشیده، برای او شیرین و دلپذیر است.
خوش بود حالت آن عاشق دلخسته صغیر
که نگارش بدم مرگ به بالین آمد
هوش مصنوعی: حالت عاشق جوان که دلش شکسته است، خوش است، زیرا وقتی او از مرگ به عنوان نزدیکترین چیز به خود یاد میکند، احساس نزدیکی و ارتباط با آن دارد.