برگردان به زبان ساده
بر دل چو یاد لعل لب یار بگذرد
گویی مسیح بر سر بیمار بگذرد
هوش مصنوعی: زمانی که یاد لبهای زیبا و خوشفرم محبوب بر دل انسان میگذرد، مانند این است که مسیح بر بالین یک بیمار حاضر شود و او را شفا دهد.
صد داغ لاله را بنهد روی داغ اگر
روزی بباغ آن گل بی خار بگذرد
هوش مصنوعی: اگر روزی گل زیبایی که خار ندارد از باغ بگذرد، با خود صد نشان از درد و رنج لالهها را به جا خواهد گذاشت.
یکبار هر که بنگرد آن روی دلربا
از جان و دین و دل همه یکبار بگذرد
هوش مصنوعی: هر کسی که یک بار به آن چهره زیبا نگاه کند، به راحتی از همه چیزهایی که برایش ارزش دارد، عبور میکند.
چشم یقین گشا و رخش بی گمان ببین
حیفست عمر جمله به پندار بگذرد
هوش مصنوعی: چشم خود را باز کن و واقعیت را بدون شک مشاهده کن، زیرا حیف است که عمرت را تنها با خیال بافی بگذرانید.
هوشیار دیده ایم بسی مست میرود
مرد آن که مست باشد و هشیار بگذرد
هوش مصنوعی: چشمان هوشیار ما بسیاری از مستها را دیده است؛ اما مردی که مست باشد و در عین حال هوشیار بگذرد، او از کنار ما عبور میکند.
بر بازوی کمان کشت ای مدعی مناز
تیر دعا ز گنبد دوار بگذرد
هوش مصنوعی: ای مدعی، بر روی کمان بازوهایت است که تیر دعا به سوی گنبد دنیای فانی پرتاب میشود، پس مباخس کن و در مجادله نپرداز.
رشگ آیدم ببخت بلند صبا که آن
هر نیم شب بگیسوی دلدار بگذرد
هوش مصنوعی: من به بخت بلند و خوشی صبا غبطه میخورم که هر نیمه شب به دور گیسوی محبوب میگذرد.
عاشق ز جان خویش تواند گذشت لیک
هرگز گمان مدار که از یار بگذرد
هوش مصنوعی: عاشق ممکن است از جان خود بگذرد، اما هرگز نمیتواند تصور کند که از محبوبش دست بکشد.
در خانهٔی که پرده گشاید ز چهره یار
تا عرش نور از سر دیوار بگذرد
هوش مصنوعی: در خانهای که معشوق با چهرهاش پرده را کنار میزند، نوری بهاندازهای تابان از دیوار عبور میکند که تا عرش میرسد.
بگذشت بر صغیر و نشاند آتش غمش
آنسان که عفو حق بگنهکار بگذرد
هوش مصنوعی: زمانی که غم و اندوهی بر دل کوچک و بیپناهان فرود میآید، تأثیرش بسیار عمیق و سوزاننده است، درست مانند اینکه عفو الهی بر کسانی که گناه کردهاند، از گذشته و خطاهایشان عبور میکند.