برگردان به زبان ساده
اگر که خانهٔ خمار دایمم وطن است
عجب مدار که این خانهٔ امید من است
هوش مصنوعی: اگر خانهٔ شرابخانه همیشه محل زندگیام باشد، نباید تعجب کنی که اینجا برای من امید و آرزوهایم است.
گذاری از چه که پشتت ز بار غم شکند
بنوش باده دمادم که باده غمشکن است
هوش مصنوعی: اگر احساس میکنی که بار غم بر دوشت سنگینی میکند و قادر به ادامه دادن نیستی، پس بهتر است لحظهای را به شادی صرف کنی و از نوشیدن شراب غافل نشوی، زیرا شراب میتواند غمهایت را دور کند.
به کوی میکده صحبت ز سیم و زر مکنید
که رفتهام من و سودا به نقد جان و تن است
هوش مصنوعی: در محله میکده از بحث درباره پول و ثروت پرهیز کنید، زیرا من رفتهام و عشق و آرزوی من به جان و وجودم وابسته است.
مرا نصیحت واعظ چگونه درگیرد
که وعظ او همه اظهار فضل خویشتن است
هوش مصنوعی: چطور میتوانم از نصیحت واعظ بهرهمند شوم، وقتی که او فقط به بیان فضایل و خوبیهای خود مشغول است؟
نه من به خویش کنم عشقبازی ای یاران
به گردن دلم از زلف دلبری رسن است
هوش مصنوعی: من نه به خود به عشقورزی مشغولم، ای دوستان؛ بلکه بر دل من از زلف دلبر مانند دفتری، بندی سنگین است.
دلا دگر ز غم خود سخن مگو با یار
که در میان تو و یار حایل آن سخن است
هوش مصنوعی: دل عزیزم، دیگر از غم خود با محبوب سخن نگو، زیرا آن درد و غم که در دل داری، میان تو و او فاصله میاندازد.
دو یار چون که هم آغوش میشوند آن به
کنند رفع موانع اگرچه پیرهن است
هوش مصنوعی: دو دوست وقتی که در آغوش هم قرار میگیرند، موانع را برطرف میکنند، حتی اگر لباس بر تن داشته باشند.
صغیر داشت به دل مطلبی و یارش گفت
چه مطلب است ترا کان به از رضای من است؟
هوش مصنوعی: صغیر چیزی در دلش داشت و به دوستش گفت: چه چیزی در دل داری که بهتر از رضایت من است؟