برگردان به زبان ساده
من آنچه هست بعشق تو دادهام از دست
که منتهای مرادم تویی از آنچه که هست
هوش مصنوعی: من تمام آنچه که دارم را به عشق تو تقدیم کردهام و هدف نهایی من از تمامی این وجود، خود تو هستی.
به دوستی توام گر به پای دار برند
من آن نیم که بدارم ترا ز دامان دست
هوش مصنوعی: اگر به دوستی تو مرا به دار ببرند، من کسی نیستم که تو را از دامن خود رها کنم.
محبت تو نهام روز کرده جا به دلم
که من بروی تو عاشق شدم بروز الست
هوش مصنوعی: دوست داشتن تو در دلم جایی برای خود باز کرده است؛ چون من در محبت تو به یاد گذشتهها و لحظههای شیرین افتادهام.
به شادمانی جاوید امیدوار شدم
دلم چو از همه ببرید و با غمت پیوست
هوش مصنوعی: به شادی و خوشبختی ابدی امیدوار شدم، زمانی که دلم از همه چیز جدا شد و با غم تو ارتباط پیدا کرد.
کجا من از تو توانم برید رشته مهر
خدای تار وجود مرا بزلف تو بست
هوش مصنوعی: کجا میتوانم از تو جدا شوم، در حالی که عشق خداوند هستی مرا به زلف تو گره زده است؟
بمحفلی که تو باشی بباده حاجت نیست
که هر که چشم تو بیند خراب گردد و مست
هوش مصنوعی: در جایی که تو حضور داری، دیگر نیازی به می و نوشیدنی نیست، چرا که هر کسی که چشمش به چشمان تو بیفتد، سرمست و شیفته میشود.
صغیر گرد جهان گشت در پی دلدار
رسید بر سر کوی تو وزپای نشست
هوش مصنوعی: پسر جوان در اطراف دنیا سفر کرد تا معشوقش را پیدا کند. وقتی به کوی تو رسید، از پای در افتاد.