برگردان به زبان ساده
خرم کسی که کام ز بخت جوان گرفت
یعنی به صدق دامن پیر مغان گرفت
هوش مصنوعی: شخصی خوشبخت است که از زندگی جوانیاش لذت میبرد و با صداقت و اخلاق خوب، از تجربیات و آموختههای افراد بزرگتر بهره میبرد.
بردم چو نام عشق سرا پا بسوختم
چون شمع کاتشش به وجود از زبان گرفت
هوش مصنوعی: زمانی که نام عشق را شنیدم، تمام وجودم را آتش زدم و مانند شمعی که به خاطر شعلهاش میسوزد، وجودم در کلام عشق ذوب شد.
خوبان دهند بوسه و گیرند جان بها
نازم بدان حریف که این داد و آن گرفت
هوش مصنوعی: افرادی که زیبا هستند، بوسه میدهند و به بهایی جان را میگیرند. من به چنین همراهی افتخار میکنم که این ارزش را میدهد و آن را میگیرد.
کارم فتاد تا چو کمر با میان یار
از هر کنار غصه مرا در میان گرفت
هوش مصنوعی: کار من به جایی رسید که همچون کمر در کنار معشوق، غم و اندوه از هر سو مرا احاطه کرد و در میانهی دلگیرترین شرایط گرفتار شدم.
زلفش گرفت جا به رخ و من به حیرتم
کاین کافر از برای چه جا در جنان گرفت
هوش مصنوعی: موهای او مرا در حیرت فرو برده است، چرا که این کافر (دشمن) در بهشت چه جایی برای خود گرفته است؟
تا بعد از این چه آیدم ای دوستان به پیش
حالی که عشق از کف عقلم عنان گرفت
هوش مصنوعی: از این به بعد چه بر سرم خواهد آمد، دوستان؟ وقتی که عشق کنترل عقل مرا از دستم گرفته است.
هرکس که چون صغیر به حیدر پناه برد
از هر بلا و حادثه خط امان گرفت
هوش مصنوعی: هر کسی که مانند کودکانی که به حیدر (علی) پناه میبرند، به او تکیه کند، از هرگونه مخاطره و مشکل در امان خواهد بود.
آنکو سپرد خط غلامی به مرتضی
سر خط رستگاری کون و مکان گرفت
هوش مصنوعی: آن کسی که سرنوشت خود را در دست غلامی (بنده) قرار داد، به مرتضی (علی) اعتماد کرد و از او درس نجات و رستگاری در این دنیا و آن دنیا را آموخت.
شاه نجف که بندهای از بندگان او
باج شرف ز تاجوران جهان گرفت
هوش مصنوعی: شاه نجف، که یکی از بزرگترین شخصیتهاست، به یکی از خدمتگزارانش اجازه داده تا از شخصیتهای بزرگ و محترم جهان، اعتبار و احترام کسب کند.
رفعت از آستانهٔ آن شه طلب که عرش
این رفعتی که دارد از آن آستان گرفت
هوش مصنوعی: از درگاه آن بزرگوار طلب ارتقا و بلندمرتبهگی کن، چون عرش و بلندی که دارد، از آن درگاه به دست آمده است.