برگردان به زبان ساده
من و خاک سر آنکوی که دلدار آنجاست
راحت جان و تن آرام دل زار آنجاست
هوش مصنوعی: من و خاک، در آن جایی که محبوبم حضور دارد، آرامش جان و جسم من در آنجا است و دل خستهام آرام میگیرد.
با رخ یار مرا حاجت گلشن نبود
هر کجا یار بود گلشن و گلزار آنجاست
هوش مصنوعی: چهره یار برای من به قدری زیباست که نیازی به باغ و گلزار ندارم؛ هر جا که او باشد، همان جا بهشت و زیبایی است.
گر کنم خاک در میکده را کحل بصر
نکنم عیب که نقش قدم یار آنجاست
هوش مصنوعی: اگر در میکده خاک بریزم و آنجا را تیره و تار کنم، برایم مهم نیست که عیب و ایرادی وجود دارد، زیرا رد پای معشوق در آنجا است.
روز و شب حلقه صفت بر در آن عیسی دم
چون ننالم که دوای دل بیمار آنجاست
هوش مصنوعی: روز و شب به در آن عیسی میروم و به صفات او اشاره میکنم. چگونه میتوانم ناله نکنم، وقتی که درمان درد دل من در آنجاست؟
گر گشایش طلبی جو ز در پیر مغان
کانکه لطفش بگشاید گره از کار آنجاست
هوش مصنوعی: اگر به دنبال گشایش و حل مشکلات خود هستی، به درِ پیر مغان مراجعه کن، چرا که لطف و رحمت او میتواند گره از کار تو باز کند.
همچو خورشید که نورش همه جا جلوه گر است
هر کجا میروم آن دلبر عیار آنجاست
هوش مصنوعی: همچون خورشید که نورش در همه جا دیده میشود، هر جا که میروم، آن معشوق زیبا وجود دارد.
یوسفا حسن تو را مردم کنعان نخرند
جانب مصر روان شو که خریدار آنجاست
هوش مصنوعی: تو را مردم کنعان به خاطر زیباییات نمیخرند، به سوی مصر برو که خریدارانی در آنجا برای تو وجود دارند.
نیست از کعبهٔ گل ره بمقام مقصود
رهرو کعبهٔ دل باش که دلدار آنجاست
هوش مصنوعی: در راه رسیدن به مقصد اصلی، راهی از کعبه گل وجود ندارد. برای رسیدن به معشوق واقعی، باید به کعبه دل روی بیاوری، چرا که معشوق در آنجاست.
داشت اندیشه صغیر از صف حشر و خردش
گفت تشویش مکن حیدر کرار آنجاست
هوش مصنوعی: فکر کوچک او از صف قیامت و کمالش گفت: نگران نباش، حیدر کرار در آنجا حضور دارد.