برگردان به زبان ساده
جستم سراغ دل ز صبا زان خبر نداشت
گویا به طرهٔ تو صبا هم گذر نداشت
هوش مصنوعی: به دنبال دل خود از نسیم صبحگاه پرسیدم، اما ظاهراً او از خبر تو بیخبر بود. به نظر میرسد که نسیم هم نتوانسته به موی تو نزدیک شود.
در سر هر آن هوا که مرا بود شد بدر
عشق تو بود کز سر من دست برنداشت
هوش مصنوعی: در هر زمانی که احساس کردم که عشق تو در وجودم حاکم است، آن عشق به قدری قوی بود که نتوانستم از آن دست بکشم.
گر یک نظر فزون بتو ننموده دیدهام
این شد سبب که تاب نگاه دگر نداشت
هوش مصنوعی: اگر یک بار بیشتر به تو نگاه نکردهام، دلیلش این است که نمیتوانم تاب نگاه دوباره را داشته باشم.
گویند بوالبشر بفراق چنان گریست
گویا خبر ز روی تو زیبا پسر نداشت
هوش مصنوعی: میگویند بوالبشر به خاطر دوری از تو به شدت گریه کرد، گویی هیچگونه خبری از صورت نیکویت نداشت.
دردش همین بس است که اهل نظر نبود
آنکو بر آفتاب جمالت نظر نداشت
هوش مصنوعی: درد او تنها از این است که کسی که نرساند به زیبایی تو، اهل دید و نظر نیست.
ای عالم آفتاب مرا بود جلوه ها
وقتی که آسمان تو شمس و قمر نداشت
هوش مصنوعی: ای عالم، هنگامی که آسمان تو خورشید و ماه نداشت، تنها جلوههای تو به من روشنایی میبخشید.
عمری تمام کار دلم بود عاشقی
عیبش مکن که غمزده دیگر هنر نداشت
هوش مصنوعی: تمام عمر من در مسیر عشق گذشت و عشق را نمیتوان عیب دانست، زیرا حالا که دلم غمگین است، دیگر چیزی برای عرضه ندارم.
اول اگر که تیشهٔ آخر زدی دگر
یک عمر کوه کن به جهان دردسر نداشت
هوش مصنوعی: اگر در ابتدا کار را خراب کردی، پس از آن باید بقیه عمر را در تلاش و زحمت بگذرانی تا مشکلی برایت پیش نیاید.
در راه عشق خوف و خطرها بود صغیر
طی این ره آن نمود که خوف از خطر نداشت
هوش مصنوعی: در مسیر عشق، خطرها و مشکلات زیادی وجود داشت، اما کوچکتر از آن هم گذر کرد و نشان داد که خوب، از این خطرات نترسید.