برگردان به زبان ساده
تنها ستمت بهر من ای ماه جبین است
یا با همه بیمهری و آئین تو این است
هوش مصنوعی: تنها ظلمی که بر من میکنی، زیبایی چهرهات است و گرچه بیرحم و سرد هستی، این کار همواره جزئی از رفتار توست.
کوتاه نمود از همه جا دست خیالم
بالای بلندت که بلای دل و دین است
هوش مصنوعی: خیال من از هر جایی کوتاهتر شده و تمام توجهام به توست، زیرا تو برای دل و دین من مشکلساز هستی.
در ظلمت زلف تو دل خضر شود گم
از بسکه شکن در شکن و چین سرچین است
هوش مصنوعی: در تاریکی موهای تو دل خضر (نماد زندگی و جوانی) گم میشود، زیرا هر کدام از موجها و چینهای آن به قدری زیبا و دلرباست که آدم را迷惑 میکند.
این زلف سیاه است بر آن روی چو خورشید
یا روز به شب کفر باسلام قرین است
هوش مصنوعی: این موهای سیاه بر روی آن چهره مانند نور خورشید در روز است، و به مانند ارتباط کفر و ایمان در شب و روز است.
تا آنکه مگر ره به دهان تو برد دل
عمریستکه چون خال لبت گوشه نشین است
هوش مصنوعی: دل سالهاست که به خاطر لبخند تو در انتظار نشسته و آرزو دارد تا به زبان تو بیان شود.
از کوی خود ای دوست مرانم سوی جنت
بی روی توام کی سر فردوس برین است
هوش مصنوعی: ای دوست، مرا از کوی خود دور نکن، زیرا بدون دیدن تو، ورود به بهشت برایم چه معنایی دارد؟ کجا جایی است که بالاتر از این دنیا باشد؟
یکذره مرا کار به خورشید فلک نیست
خورشید من اینست که بر روی زمین است
هوش مصنوعی: به اندازهای که به خورشید آسمان اهمیت نمیدهم، چون خورشید واقعی من همان است که روی زمین مشاهده میکنم.
یکدم نرود عمر که بی غصه نشینم
تا رفته غم از دل غم دیگر به کمین است
هوش مصنوعی: عمری که میگذرد، یک لحظه هم نمیتوانم بیغم و ناراحتی زندگی کنم، چون وقتی که غم و اندوهی از دل برود، غم جدیدی در کمین نشسته است.
خوش دار صغیر آنچه که پیش آیدت آخر
تا چند توان گفت چنانست و چنین است
هوش مصنوعی: خوش دار کودک، هر آنچه که برایت پیش میآید، وقتی که بزرگ شدی، تا کی میتوان گفت اینگونه و آنگونه است.