برگردان به زبان ساده
ای جسم تو بگرفته ز جان باج لطافت
جان را همه آسیبی و دل را همه آفت
هوش مصنوعی: ای بدن تو از جان بهرهمند شده و لطافت جان را به قیمت آن زیر فشار قرار داده است و این باعث آسیب به جان و آزار دل شده است.
جان را بود آن لطف که در جسم کند جای
تو جای بجان کرده ای از فرط لطافت
هوش مصنوعی: وجود انسان به خاطر لطفی است که در جسمش جای دارد. تو از آن لطافت و ظرافت برخورداری که جانت با آن، جایی در وجودت یافته است.
پرداختم از غیر تو دل بهر تو آری
رو بند کسان خانه به هنگام ضیافت
هوش مصنوعی: من از عشق دیگران دل بریدهام و فقط برای تو زندگی میکنم. در هنگام مهمانی، درب خانهام به روی دیگران بسته است.
تا خود چه شود کار من و ساقی و مطرب
کاندل به لطافت برد و این بظرافت
هوش مصنوعی: من منتظرم ببینم سرنوشت من و ساقی و نوازنده چه پیش خواهد آمد، در حالی که این کاندل با لطافتش همه چیز را روشن کرده است.
گر همرهی خضر دهد دست توان کرد
یک چشم زدن طی دو صد ساله مسافت
هوش مصنوعی: اگر خضر به عنوان راهنما و یاور همراهت باشد، میتوانی در یک لحظه، مسیری را که در دو قرن نمیتوان طی کرد، طی کنی.
چون گوی فکن در قدم پیر مغان سر
تا آنکه ز میدان ببری گوی شرافت
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که وقتی در زندگی حرفهای و تجربههای خود به سراغ راهنماییهای افراد سالخورده و با تجربه میروی، باید تمام تلاشت را به کار ببندی تا از موانع عبور کنی و به موفقیتهای بزرگ دست یابی. در واقع، اشاره به اهمیت یادگیری از بزرگان و استفاده از راهنماییهای آنها دارد.
گردید صغیر از دل و جان بندهٔ شاهی
کز امر حقش داد نبیام ر خلافت
هوش مصنوعی: کودکی که در دل و جانم وجود دارد، متعلق به پادشاهی است که به خاطر فرمان حق، از من خلافت را میطلبد.