برگردان به زبان ساده
چون خصر ره بچشمهٔ حیوانم آرزوست
یعنی دو بوسه زان لب خندانم آرزوست
هوش مصنوعی: من آرزو دارم که در دل شب، از چشمهٔ زندگی بهرهای ببرم و دو بوسه از لب خندان تو داشته باشم.
صیاد تا به دام تو گردیده ام اسیر
دیگر نه طرف باغ و نه بستانم آرزوست
هوش مصنوعی: من که به دام تو گرفتار شدهام دیگر نه آرزویی از باغ و بستان دارم.
تا نسبتی بزلف تو پیدا کنم مدام
سرگشتگی و حال پریشانم آرزوست
هوش مصنوعی: تا زمانی که بتوانم به زلف تو نزدیک شوم و ارتباطی برقرار کنم، همواره در حال سرگردانی و پریشانی هستم و این حالت برایم آرزوست.
بر کف گرفته ام پی ایثار جان و سر
دیدار روی دلکش جانانم آرزوست
هوش مصنوعی: من جان و سرم را در کف دست گرفتهام، و تنها آرزوی من دیدن چهره زیبا و دلانگیز محبوبم است.
خواهم که رو بکعبهٔ مقصود آورم
یعنی جوار شاه خراسانم آرزوست
هوش مصنوعی: میخواهم به سمت کعبه آرزوهایم بروم، یعنی نزد پادشاه خراسان، که دیدار او برایم بسیار خواستنی است.
گفتم صغیر سیل سرشگت جهان گرفت
گفتا چو نوح دیدن طوفانم آرزوست
هوش مصنوعی: گفتم که تو دیگر کوچک هستی و اشکهایت دنیا را پر کرده است. او پاسخ داد که آرزویم این است که مانند نوح طوفان را ببینم.