برگردان به زبان ساده
ای به فدای تو من و هر چه هست
وی تو حقیقت بت و من بت پرست
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساس عمیق عشق و فدای خود به معشوق است. شاعر میگوید که او و هر آنچه که دارد، فدای معشوق است و در اینجا معشوق را حقیقت و اعلا میداند، در حالی که خود را مانند بتپرستی نشان میدهد که به محبوبش عبادت میکند. بدین ترتیب، شاعر به عشق و مقام بالای معشوق اشاره میکند و خود را در مقابل او کوچک میبیند.
دیگرم از غم نفسی هست نیست
از منت ای جان خبری نیست هست
هوش مصنوعی: دیگر از غم و اندوه نفسی برای من باقی نمانده و از لطف و محبت تو، ای جان، خبری نیست.
خار بیابان جنون نی همین
پای ز مجنون دل آزرده خست
هوش مصنوعی: خاری که در بیابان است، نماد جنون نیست؛ بلکه این پای مجنون است که از دل آزرده و خسته او برمیخیزد.
هر سر خاری که بپایش خلید
در دل و در دیدهٔ لیلی شکست
هوش مصنوعی: هر کسی که بر پای لیلی خاری بگذارد، در دل و چشمان او دیده میشود که شکیبایی و تحملش شکسته است.
ماه فلک پیش رخت منفعل
سرو چمن در بر بالات پست
هوش مصنوعی: ماه در آسمان در برابر زیبایی تو به زانو درآمده و سروهای چمن در کنار تو کوتاه و حقیر به نظر میرسند.
داشت ز غم دل سر دیوانگی
زلف تواش پای بزنجیر بست
هوش مصنوعی: از شدت غم و اندوه دل، دیوانگیام را چنان گرفتار زلفهای تو کرده که پایم به زنجیر آنها بسته شده است.
در ره عشق تو فتادم ز پای
آه نگیری گرم ای دوست دست
هوش مصنوعی: در مسیر عشق تو به زمین افتادم، ای دوست، نگران نباش و دستم را بگیر.
در خم زلف تو مرا حال دل
هست همان حالت ماهی بشست
هوش مصنوعی: حالت دل من در پیچش زلفهای تو همانند حالتی است که یک ماهی در آب هنگام شستشو دارد.
یافت چه خوش حاصل ایام عمر
آن که شبی با تو به خلوت نشست
هوش مصنوعی: کسی که شب را در کنار تو به تنهایی سپری کند، به راستی در زندگیاش به دستاوردی خوش برخوردار شده است.
تا ابد از عشق تو نالد صغیر
دیده رخت را چو به صبح الست
هوش مصنوعی: چشم کوچک من همیشه به خاطر عشق تو ناله خواهد کرد، درست مثل صبحی که ما قبل از دنیا با هم بودیم.