برگردان به زبان ساده
گفتم کمند عشق تو در گردن منست
گفت این کمند خلق جهانرا بگردنست
هوش مصنوعی: گفتم که عشق تو مانند دام و بند در گردنم است. او پاسخ داد که این دام، شامل همه موجودات جهان نیز میشود.
گفتم ز درد عشق تو کاهیده شد تنم
گفتا میان ما و تو حایل همین تنست
هوش مصنوعی: به او گفتم که به خاطر عشق تو جسمم ضعیف و رنجور شده است، او پاسخ داد که بین ما و تو، همین بدن مانع و واسطه است.
گفتم براه عشق شد آلوده دامنم
گفتا خموش این ره هر پاکدامن است
هوش مصنوعی: گفتم که با عشق به آلودگی کشیده شدهام، او پاسخ داد که سکوت کن، زیرا این مسیر مخصوص افرادی است که پاکدامن و بیگناه هستند.
گفتم ز دوستان تو خواهم نشانه ئی
گفت آنمراست دوستکه با خویش دشمنست
هوش مصنوعی: من به دوستانت اشارهایی خواستم، اما او گفت که دوست من، همان کسی است که با خود دشمنی میکند.
گفتم سخن زار من و خوبان آن کنند
گفت از منست آنچه حلاوت به ار من است
هوش مصنوعی: من از درد و رنج خودم گفتم و خوبان دربارهام چه خواهند گفت. او در پاسخ گفت که آنچه شیرینی و لذتی در زندگیام وجود دارد، از خودم ناشی میشود.
گفتم صغیر خواست ز حسن تو جلوهٔی
گفتا بهر چه مینگرد جلوه من است
هوش مصنوعی: گفتم که کوچکتر (کودکی) از زیبایی تو خواست تا نمودی از آن را ببیند. او پاسخ داد: برای چه به چیز دیگری نگاه میکند، وقتی که جلوه و زیبایی من به تنهایی کافی است.