برگردان به زبان ساده
گر عناصر سرگران کردند با من نوبتی
ترک تن گویم کز ایشانم نباشد منتی
هوش مصنوعی: اگر اجزای بدنم در حال آشفتهگی باشند، با نوبتی که میزنم، از بدنم جدا میشوم، زیرا از این عناصر هیچ خدمتی بر من نیست.
روضه کو خاک آدم را بباد از دانه داد
شایم آتش را گرش آبی نهم یا عزتی
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به این است که زمین و خاک آدمی زندگی و سرنوشت انسان را رقم میزند. اگر آتش وجود انسان کاهش یابد یا خاموش شود، باید به او آب و نشانی از عظمت و احترام داد. بنابراین، زندگی و نیروهای درونی انسان به نوعی به محیط و شرایطی که در آن قرار دارد وابسته است.
گفت دانائی چه سنگی قدرش از لعلست بیش
گفتم آنکش مهر قدر افزا بتابد ساعتی
هوش مصنوعی: دانشمند گفت که ارزش سنگی از لعل بیشتر است. من پاسخ دادم که فقط زمانی که محبت و ارزش افزا به آن تابیده شود، آن سنگ ارزش پیدا میکند.
فقر و شاهی هر دو در بازار عشق افسانه است
چیست رطل آنجا که دریا را نباشد قیمتی
هوش مصنوعی: در عشق، فقر و ثروت هر دو بیمعنی هستند. وقتی که ارزش دریا مشخص نیست، قیمت یک رطل چگونه اهمیت دارد؟
کیش عشق از آن گزیدم تاکرام الکاتبین
در قلم نارند نامم را بجرم و طاعتی
هوش مصنوعی: من به عشق دچار شدم و همچون نوشتهای در دستان نویسندگان، نامم با گناه و اطاعت در دو طرف قرار دارد.
بندگیرا بر خداوندی نیاری سر فرود
آوری بر کف اگر دامان عالی همتی
هوش مصنوعی: اگر به خداوندی بندهای، احساس نکن که ذلت و بندگی را بر خودت تحمیل کردهای. بلکه با سر فرود آوردن، نشان بده که حتی اگر به مقام و جایگاه بلندی هم برسی، نباید از صفات نیکوی بندگی غافل شوی و همواره باید همت عالی داشته باشی.
بینشانی یک نشانست ار که داری خوی عشق
نیست عاشق آنکی آید در نشان و نسبتی
هوش مصنوعی: هیچ نشانی خود یک نوع نشانه است؛ چرا که اگر عشق در دل نباشد، عاشق واقعی شخصی نیست که تنها به ظاهر و نسب خود توجه کند.