برگردان به زبان ساده
تو اگر کناره از ما ز ره مجاز کردی
برصا کشیم نازت چو تو خوبه ناز کردی
هوش مصنوعی: اگر تو از ما دور شوی و به راه غیر مستقیم بروی، ما به خاطر زیبایی و ناز تو برایت آرزو میکنیم که با تمام دل برای تو تلاش کنیم.
سوی عاشقان مفتون نبرد شهی شبیخون
تو بما ز چشم میگون همه ترکتاز کردی
هوش مصنوعی: یک شب، فرمانروایی به سوی عاشقان دل باخته حملهور شد و با نگاهی مسحورکننده، دل ما را تسخیر کرد و تمامی ما را تحت تأثیر قرار داد.
تو بس ار چه خوبروئی همه دم بهانه جوئی
نگذشت گفتگویی که بهانه ساز کردی
هوش مصنوعی: تو چه زیبا و جذابی هستی، اما همیشه دنبال بهانهای برای حرف زدن و بحث میگردی. لحظهای نمیگذرد که تو بهانهای نسازی برای صحبت کردن.
بجهان و روزگاران زبتان گلعذاران
نکند کس این بیاران که تو دلنواز کردی
هوش مصنوعی: در این دنیا و در این روزها، هیچکس نمیتواند با گلهای زیبای شما رقابت کند، چرا که شما با محبت و دلنوازیتان دلها را شاد کردهاید.
تو انامل بلورین نزدی بزلف مشکین
مگر آنکه ز اهل آئین همه کشف راز کردی
هوش مصنوعی: تو با دستان بلورین خود به زلف مشکی نزدیک میشوی، مگر اینکه از اهل معرفت باشی و رازها را کشف کنی.
ز رهت چو گشتم آگه تو بطره بستیم ره
سفری که بود کوته بر ما دراز کردی
هوش مصنوعی: وقتی از راه تو آگاه شدم، به خود شراب نوشیدیم و سفر کوتاهی که برای ما بود را با دراز کردن به تأخیر انداختی.
چو زدی بطره دستی دل عاشقان شکستی
بشکسته باز بستی گرهی که باز کردی
هوش مصنوعی: زمانی که تو به عشق دست زدی، دل عاشقان را شکست و پس از آن هم که دلهای شکسته را دوباره بستی، گرهای را که قبلاً باز کرده بودی، دوباره بستی.
ره موت گیرم از سر شنوم اگر بمحشر
بجنازهام تو دلبر زکرم نماز کردی
هوش مصنوعی: اگر در روز قیامت، در حالی که جنازهام در آنجا است، تو دلبر من را با دعا و نماز مورد توجه قرار دهی، درست مثل این است که از مسیر مرگ آگاهی پیدا کردهام.
بخدا صفی علائق ببر از خود و خلائق
سر و جان کجاست لائق که بر او نیاز کردی
هوش مصنوعی: به خدا قسم، از تمام تعلقات و وابستگیهایت رها شو. وجود و جان انسانها به چه چیزی نیاز دارد، که تو به آن نیازمند هستی؟