برگردان به زبان ساده
باده از خم به قدح ریز که با جامی چند
غالب آن است که حاصل نکنی کامی چند
هوش مصنوعی: شراب را از کوره به لیوان بریز، چرا که با چند جام، بهتر است که برایت هیچ سودی نداشته باشد.
چیست تا حاصلت از صحبت صوفی و فقیه
بر کن ای خواجه دل ازپخته خور خامی چند
هوش مصنوعی: چه فايدهاي از نشست و برخاست با صوفی و فقیه داری، ای آقا! دل خود را از چیزهای خام و ناچیز پاک کن.
هیچ کس ننگ ز رسواییت ای عشق نداشت
بلکه معروف شد از فضل توگمنامی چند
هوش مصنوعی: هیچکس به خاطر رسواییات، که در عشق به وجود آمد، خجالت نکشید؛ بلکه به خاطر لطف و کرامت تو، نام و آوازهات بیشتر معروف شد.
درجهان بیش و کم این بوالعجبیها که شنید
جز رخ و زلف تو یک صبح و در او شامی چند
هوش مصنوعی: در این دنیا عجایب و شگفتیهای زیادی وجود دارد، اما تنها چیزی که در این میان به یاد دارم، چهره و موهای توست که در یک صبح و چند شام به خاطر میآورم.
عجب از طره و خالت که کنی ای همه صید
وین عجب ترکه به یک دانه نهی دامی چند
هوش مصنوعی: شگفتا از زیبایی و جذابیت موی تو که همه را به دام میاندازد، و شگفتتر این است که تو با یک دانه، چندین دام برای دیگران میسازی.
عضو عضو تو مرا بند هوس بست به پای
چکنم یک دل و سودای دلا را می چند
هوش مصنوعی: هر قسمت از وجود تو مرا به آرزوی تو پیوند داده است، به گونهای که آرزو دارم یک دل شجاع و عاشقانه را به دست آورم.
باهمه سوختگی ز آتش عشق و غم دوست
هان صفایی نشدی پخته چرا خامی چند
هوش مصنوعی: با وجود همه دردهایی که به خاطر عشق و غم دوست متحمل شدی، چرا هنوز تغییر نکردهای و نپختهای؟