برگردان به زبان ساده
جانم از سینه به حسرت چوگلوگیر آمد
یار آمد به سرم زود ولی دیر آمد
هوش مصنوعی: روان من به شدت دل تنگ و پُر حسرت است، یارم به سراغم آمد اما کمی دیر رسید.
تا خورد خون مرا فاش از آن ابروی و چشم
ترک مست نگهش دست به شمشیر آمد
هوش مصنوعی: تا وقتی که گیسوی دلربای تو خون مرا بریزد، آن چشمان زیبای تو مست و غافل از دنیا، دست به شمشیر برداشتند.
تا کرا بستهٔ گیسوی و سرین خواسته باز
بی جهت نیست که باکنده و زنجیر آمد
هوش مصنوعی: تا کسی که موی بلند و کمر باریکی دارد، به دلخواه خود به قید و بند نیفتاده است و گرنه اگر بدون دلیل در زنجیر شده، معنایش آن است که از سرنوشت خود رضایت ندارد.
گر ندارد سر بوس کف پای تو چو ما
پس چرا طره ات از دوش سرازیر آمد
هوش مصنوعی: اگر کسی مانند ما نتواند سر خود را به پای تو بسپارد، پس چرا موهایت از روی شانههایت به سمت پایین رفته است؟
قوت آمدنم در پیت از ضعف نبود
ورنه از زلف دراز تو چه تقصیر آمد
هوش مصنوعی: من به خاطر ضعف و ناتوانی به اینجا نیامدهام، اگر نه از زلف بلند تو چه چیزی به من لطمه زده است؟
دوش در واقعه ترکی به دو تیغم خون ریخت
خوابم امروز ز ابروی تو تعبیر آمد
هوش مصنوعی: دیروز در یک خواب وحشتناک، دو تیغ خونین به من حمله کردند و امروز وقتی بیدار شدم، متوجه شدم این خواب به ابروی تو مربوط میشود.
کاری از پیش نبرد اشک سحرگاه مرا
اینک ای ناله ترا نوبت شبگیر آمد
هوش مصنوعی: این احساس مرا در صبح زود بیفایده کرده است، حالا ای نالهی من، زمان آن رسیده که به اتمام برسد.
از پی دوست صفایی دل و جان دادم باز
پیش عشاق مرا مایهٔ تشویر آمد
هوش مصنوعی: به دنبال دوست، زندگی و جانم را فدای او کردم. اما دوباره نزد عاشقان بازگشتم و این بار، مایهٔ شور و شوق من شد.