برگردان به زبان ساده
دامن از اشکِ دیده آب گرفت،
بحر ما رونق از حباب گرفت
هوش مصنوعی: چشمهای من به قدری گریه کرده که دامنم پر از اشک شده، و ما به شادی و زندگی خود از لحظات کوتاه و گذرا میخندیم.
جز غمت کز دو چشم خونینم
سیل ها ز اشک بی حساب گرفت
هوش مصنوعی: غیر از دلی که به خاطر تو میسوزد و چشمانم که از اشک پر شدهاند، هیچ چیز دیگری وجود ندارد که اینقدر مرا تحت تأثیر قرار دهد.
از دو گلبرگ داغ دیده کجا
می توان اینقدر گلاب گرفت
هوش مصنوعی: کجا میتوان از گلهایی که دستخوش آفتاب و سختی شدهاند، این همه عصاره و عطر به دست آورد؟
قدرت عشق بین که دریاها
آب زین پاره ی سحاب گرفت
هوش مصنوعی: عشق قدرتی دارد که حتی دریاها هم از قطرهای باران تأثیر میپذیرند و از آن آب میگیرند.
خون شد از هر خمی از او دل ما
زلفت از نافه خون ناب گرفت
هوش مصنوعی: دل ما از هر پیچ و خم زلف تو به خون نشسته است و از عطر ناب تو، جان ما لبریز شده است.
طرفه آمد کمر میان ترا
طرفه بنگر که مو طناب گرفت
هوش مصنوعی: شگفتانگیز است که کمر تو به چه زیبایی در میان تن تو نمایان است؛ بهراستی به تماشای آن بند مو که مانند طنابی پیچیده به نظر میرسد، بنگر.
نه عجب گر غزال وادی عشق
از دل شیر نر کباب گرفت
هوش مصنوعی: جالب نیست اگر غزال این وادی عاشقانه، از دل شیر نر گوشتی تهیه کند.
شست اوراق قیل و قال علوم
هرکه یک درس از این کتاب گرفت
هوش مصنوعی: هرکس که حتی یک درس از این کتاب بگیرد، تمام حرفها و بحثهای بیهوده در علم را کنار میزند.
بر صفایی گشوده شد در خلد
جایگه تا بدین جناب گرفت
هوش مصنوعی: در بهشت مکانی زیبا و خالص باز شده است که به این مقام خاص اختصاص یافته است.