برگردان به زبان ساده
یار از چهره چون نقاب گرفت
پرده بر روی آفتاب گرفت
هوش مصنوعی: دوست من، با پوشاندن چهرهاش، نور و روشنی را پنهان کرده است.
جلوه اش جان به مرد و زن بخشید
عشوه اش دل ز شیخ و شاب گرفت
هوش مصنوعی: زیبایی او جان و روح را به مردان و زنان میدهد و رفتار دلربایش، دل هر دو گروه، یعنی بزرگترها و جوانترها را تسخیر میکند.
سرو تن جان و دل نه من همه را
درد و تب داد و صبر و تاب گرفت
هوش مصنوعی: درخت سرو، نمادی از زندگی و زیبایی است، اما من به خاطر این درخت، دچار درد و رنج شدم و صبر و استقامت خود را از دست دادم.
یاری عاجزان گناه شمرد
خواری عاشقان ثواب گرفت
هوش مصنوعی: یاری کردن از کسانی که در مضیقه و ضعف هستند، گناه محسوب میشود، اما خوار شمردن عشق و عاشقی، ثواب به حساب میآید.
غیر آن شه که دل ستاد از ما
که خراج از ده خراب گرفت
هوش مصنوعی: غیر از آن پادشاهی که برای دل ما ارزش قائل است، کسی نیست که از ما مالیات بگیرد و حال آنکه ما در وضعیت بدی قرار داریم.
تاب یک موی آن دو زلف نداشت
دل که از طره تو تاب گرفت
هوش مصنوعی: عشق و زیبایی تو به قدری جذاب و قوی است که حتی دل من از زیبایی و زرق و برق آن خسته و بیتاب شده است.
مفتی شهر نان وقف ربود
صوفی دیر خمر ناب گرفت
هوش مصنوعی: مفتی شهر نان وقف را برداشت و صوفی از دیر شراب خالص گرفت.
سر و جان خاکپای رندی باد
کآتش از دست داد و آب گرفت
هوش مصنوعی: جوانی که از دست رفته و در زندگی سختیهای زیادی را تجربه کرده، حالا بر اثر ناپایداریها و مشکلاتی که پیش آمده، به حسرت و غم دچار شده است. او با وجود این سختیها به زندگی خود ادامه میدهد و از آنچه که از دست داده، یاد میکند.
بنده ی همت صفایی باش
داد جان جرعهٔ شراب گرفت
هوش مصنوعی: بندهای باش که همت و شخصیت پاک و روشنی داشته باشد و از زندگیاش با شور و شوق و لذت، مانند جرعهای از شراب، بهرهمند شود.