برگردان به زبان ساده
خجلت مشتری آن مه ره بازار گرفت
مهر و مه را به یکی جلوه خریدار گرفت
هوش مصنوعی: مشتری از زیبایی آن ماه خجالت میکشد و در بازار، مهر و زیبایی او را به یک جلوه و نمایش خریدارانه تبدیل کرده است.
نقد کی نسیه کجا مفت نه چون گفت به چند
دل و دین همه بی درهم و دینار گرفت
هوش مصنوعی: در این بیت بیان میشود که هر چیزی که به راحتی و بدون هزینه به دست میآید، ارزشی ندارد. وقتی که کسی به قیمت دل و دینش چیزی را به دست میآورد، باید توجه کند که ارزش واقعی آن در چیست و آیا این معامله مناسب است یا خیر. در واقع، باید در نظر داشت که گاهی اوقات چیزهایی که ظاهراً رایگان یا ارزان به نظر میرسند، در واقع بهایی بسیار بالاتر از آنچه مینمایند دارند.
بیش و کم جان به تن بنده و آزاد فزود
پیش و پس دل ز کف خفته و بیدار گرفت
هوش مصنوعی: جانی که در بدن بنده و انسان آزاد وجود دارد، به طور مداوم در حال افزایش و کاهش است. دل انسان، چه در خواب باشد و چه بیدار، همیشه در حال تغییر احساسات و افکار است.
هجر خون خوار تو تب بر تن بی تاب گماشت
شوق دیدار تو صبر از دل بیمار گرفت
هوش مصنوعی: فراق و دوری تو، آتش بیماری را بر تن بیتاب من انداخته است. اشتیاق دیدار تو، صبر را از دل رنجورم گرفته است.
کشدم غیرت آمیزش با اغیارت
حیفِ گل چون تو ، که الفت همه با خار گرفت
هوش مصنوعی: من به خاطر غیرت و حسادت بر عشق تو، مثل گلی هستم که به خاطر تو، زندگیام به خارها گره خورده است.
تن سرگشته ز خاک قدمت دور مباد
که دلم جای در آن زلف نگون سار گرفت
هوش مصنوعی: تن خسته و سرگشتهام از خاک قدمت دور نماند، چرا که دلم در آن زلف پریشان تو جا گرفته است.
از شبی وصل تو بهبود نشد روزی ما
بیش از اینها به فراق دلم آزار گرفت
هوش مصنوعی: از شبی که در کنار تو بودم، حال من بهتر نشد و روزهای ما بیشتر از این، به خاطر جدایی غصه میخورم.
به مداوای حکیمش که کند چاره ی درد
هرکه مانند من از عشق تو تیمار گرفت
هوش مصنوعی: به پزشک حاذقش مراجعه کن که برای درمان درد هر کسی که مانند من در عشق تو رنج میبرد، راه حلی دارد.
خشک و تر خامه و اوراق به هم خواهد سوخت
ز آتش طبع صفایی که در اشعار گرفت
هوش مصنوعی: خشک و تر در کنار هم به خاطر شعلهای که از صمیمیت و زیبایی در اشعار به وجود آمده، خواهد سوخت.