برگردان به زبان ساده
دل ناخدای بحر تماشای دیگر است
این گوهر یگانه ز دریای دیگر است
هوش مصنوعی: دل ناخدای دریا به تماشای چیزی متفاوت مشغول است. این گوهری منحصر به فرد، از دریایی دیگر به دست آمده است.
داغ تو کی به هر دل و هر سینه جا کند
این لاله زیب و زینت صحرای دیگر است
هوش مصنوعی: درد و داغ تو چگونه میتواند در دل و سینه هر کسی جا بگیرد، در حالی که این گل لاله با زیباییاش نمایانگر زیباییهای دیگری در دشت است.
ز آب عنب کس این همه مستی نمی کند
کیفیت من از می و مینای دیگر است
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند از آب انگور به این اندازه مست شود؛ حال و هوای من ناشی از شراب و گلابی دیگر است.
زاهد از این عبادت ظاهر چه فایده
تن در میان مسجد و دل جای دیگر است
هوش مصنوعی: عبادت ظاهری زاهد چه ارزشی دارد زمانی که او فقط در ظاهر در مسجد است و دلش در جای دیگری میگردد؟
در هر طرف که می نگری از میان خلق
فریاد و شور و ناله و غوغای دیگر است
هوش مصنوعی: هر جا که نگاه میکنی، از بین مردم صدای فریاد، نشاط، ناله و هیاهو به گوش میرسد.
ذکر طریق عشق، کریم و رحیم نیست
ورد بلاکشان تو اسمای دیگر است
هوش مصنوعی: گفتن دربارهٔ راه عشق نه به کریمی و رحیمی مربوط میشود و نه در زمرهٔ ذکرهای معمولی است، بلکه برای افرادی که در سختی هستند، نامها و مفاهیم دیگری دارد.
باور مکن که در دو جهان صاحب سخن
درویش دیگر است و سعیدای دیگر است
هوش مصنوعی: به خطا مرو، در هیچ یک از این دو جهان نمیتوانی کسی را پیدا کنی که مانند درویش دیگری باشد یا در شرایطی مشابه با سعیدای دیگری زندگی کند.