برگردان به زبان ساده
گهی معشوق و گه عاشق گهی جسمی و گه جانی
شوم قربانت ای بدخو که هم اینی و هم آنی
هوش مصنوعی: گاه خود را معشوق میبینم و گاه عاشق، گاه در قالب جسم و گاه در قالب جان. ای بدخلق، تو را دوست دارم که هم این یکی و هم آن یکی هستی.
بجز نیکی مکن زینهار در عالم دگر کاری
که روزی چند در این خانهٔ ویرانه مهمانی
هوش مصنوعی: بجز کارهای نیک، در این دنیا کاری نکن، چون در دنیای دیگر به خاطر کارهایی که اینجا انجام دادی، مورد سوال قرار خواهی گرفت.
چسان فردا توانی دید خورشید جمالش را
که چون نرگس به روی گلرخان امروز حیرانی
هوش مصنوعی: چطور میتوانی فردا زیبایی چهرهاش را ببینی، وقتی امروز مانند نرگس در برابر چهره گلها حیران و متعجبی؟
گره شد در خم زلفش زبان شانه از گفتن
که را دستی که گوید حرف با جمع پریشانی؟
هوش مصنوعی: زبان شانه به خاطر پیچیدگی و زیبایی زلف او، گره خورده است و نمیتواند چیزی بگوید؛ چرا که چه کسی میتواند در این وضعیت پریشان به حرف بیاید و صحبت کند؟
در این ره زینهار ای دل تعلق کمترک بهتر
سعیدا رخت هستی باشدت بار پشیمانی
هوش مصنوعی: در این مسیر، ای دل، بیشتر از این وابسته نشو تا راحتتر باشی، زیرا بار زندگیات میتواند تبدیل به پشیمانی شود.