برگردان به زبان ساده
دوست به دشمن به کربلا تو نمودی
یوسف یعقوب را بها تو نمودی
هوش مصنوعی: دوست را به خاطر دشواریها و فراقها در کربلا به یاد یوسف و یعقوب انداختی و به او ارزش و مقام بزرگی بخشیدی.
صورت جان من است جسم لطیفت
آنچه ندیده است کس مرا تو نمودی
هوش مصنوعی: جان من مانند یک تصویر است و تو جسم لطیفی از آن را به من نشان دادی که هیچ کس آن را ندیده است.
زلف گشودی و خط سبز کشیدی
آنچه نبود آن سوا سوا تو نمودی
هوش مصنوعی: موهای خود را باز کردی و با خط سبز زیبایی کشیدی، آنچه که نبود را فقط تو به نمایش گذاشتی.
بوالحکمی را ابوی جهل تو کردی
ختم نبوت به مصطفی تو نمودی
هوش مصنوعی: شما با وجود جهل و نادانی، راه نبوت و هدایت را به پیامبر برگزیدهای به نام مصطفی مشخص کردید.
رسم جفا، روی خوب و چشم سیه را
دلبری و شوخی و ادا تو نمودی
هوش مصنوعی: تو با زیبایی و چشمان سیاهت به من عشق ورزیدی و با ناز و شوخطبعی خود، بیرحمی را به نمایش گذاشتی.
در حرم امن جای توست سعیدا
چون به قضای خدا رضا تو نمودی
هوش مصنوعی: چون به خواست خدا راضی شدی، جای تو در حرم امن است ای سعید.