برگردان به زبان ساده
وجودم را بر آتش زد لقای گرم موجودی
شدم کوه تجلی از نگاه سرمه آلودی
هوش مصنوعی: وجودم با دیدن آن موجود گرم به آتش درآمد و تبدیل به کوهی از ظهور و تجلی شدم، تحت تأثیر نگاهی که مانند سرمه تاریک است.
نه ما بود و نه من بودم نه تن بود و نه جان بودم
نه خاکی بود و نه آبی نه آتش بود و نی دودی
هوش مصنوعی: نه من وجود داشتم و نه تو، نه جسمی بود و نه روحی. نه نشانههای زمین بود و نه نشانههای آب، نه آتش بود و نه دودی.
در آن جامع که من بودم نه مسجد بود و نه منبر
نه دیری بود و دیاری نه ساجد بود و مسجودی
هوش مصنوعی: در آن مکان که من حضور داشتم، نه مسجدی وجود داشت، نه منبری، نه مکان پرستش و نه کسی که به عبادت اشتغال داشته باشد.
از آن دم عشق می بازم که در عشقش نهان بودم
نه عاشق بود و نی عارف نه معروفی نه موجودی
هوش مصنوعی: من از لحظهای که به عشق پرداختم احساس میکنم که در اعماق آن پنهان بودم؛ نه عشقی وجود داشت، نه عارفی، نه شناختهشدهای و نه مخلوقی.
خوشا آن نشئهٔ سابق که در میخانهٔ وحدت
نه می بود و نه انگوری نه مقبولی نه مردودی
هوش مصنوعی: خوشا حالتی که در گذشته بود، زمانی که در میخانهٔ اتحاد نه شرابی بود و نه انگوری، نه کسی را قبول داشتند و نه کسی را رد.
طبایع بست چون صورت، تولد کرد خواهش ها
فراوانی و ارزانی نه نقصان بود و نه سودی
هوش مصنوعی: طبیعتها مانند شکل و فرم، به وجود آمدند و خواستهها و تمایلات زیادی را زاد و ولد کردند. در این فرآیند نه چیزی کم شد و نه چیزی به دست آمد.
در آن بحری که من بودم نه گوهر بود و نه ماهی
نه دریا بود و نی کشتی نه وارد بود و مورودی
هوش مصنوعی: در دریایی که من قرار داشتم نه جواهری بود و نه ماهی، نه آب بود و نه کشتی، و هیچکس هم وارد آن نمیشد.
گذشت از حد سعیدا انتظار جلوهٔ آن قد
قیامت می شود آخر ولیکن ای خدا زودی
هوش مصنوعی: سعیدا، امیدوارم که ظهور آن قامت زیبا در زمان قیامت به زودی اتفاق بیفتد، اما ای خدا، امیدوارم این اتفاق هرچه سریعتر بیفتد.