برگردان به زبان ساده
آفتاب از آتش مهر تو اخگر پارهای
آسمان، طفل مسیحای تو را گهوارهای
هوش مصنوعی: خورشید، از حرارت عشق تو شعلهای به آسمان میافروزد و بچهای که مانند مسیح است، به خواب ناز در گهوارهای است.
چون توان سیر گلی کردن که از نازکدلی
نیستش از چشم نرگس طاقت نظارهای
هوش مصنوعی: اگر کسی نتواند زیبایی گل را ببیند، به خاطر آنکه دلش نرم و حساس است، نمیتواند زیبایی چشمهای نرگس را تحمل کند.
میتوانم گفت در میدان ما صاحبدمی
گر توانی کرد یک دم چارهٔ بیچارهای
هوش مصنوعی: در میدان ما، اگر تو بتوانی برای بیچارهای یک لحظه کمکی کنی و او را از مشکلاتش نجات دهی، میتوانی بگویی صاحب دوستی هستی.
چند باشم همچو بلبل بینوا در این چمن
یا چو گل در قید گلشن با دل صدپارهای؟
هوش مصنوعی: در این باغ، آیا به اندازه یک بلبل بیصدا میتوانم باشم یا مانند گلی که در محاصره باغ است، در حالی که دلbroken و پریشان دارم؟
اشک من هم میتواند یک دلی را نرم کرد
گر کند باران نیسان سبز سنگ خارهای
هوش مصنوعی: اشک من میتواند باعث نرم شدن دل کسی شود، اگر مانند باران بهاری بر سنگ سختی بیفتد.
یار بیرحم است و قادر هرچه میخواهد میکند
نیست جز بیچارگی اینجا سعیدا چارهای
هوش مصنوعی: یار بیرحم و تندخو است و هر کاری که بخواهد انجام میدهد. در اینجا جز ناکامی و درماندگی برای سعید، چیزی وجود ندارد و چارهای نیست.