برگردان به زبان ساده
عهد با بالابلندی بسته ای
دل به شوخی خودپسندی بسته ای
هوش مصنوعی: تو به عشق و آرزوهای بزرگ دل بستهای، اما به خاطر خودخواهیات این عشق را کماهمیت میدانی.
کرده ای زین ابلقت را چون فلک
آفتابی بر سمندی بسته ای
هوش مصنوعی: تو این براق را مانند آفتاب بر اسبی بستهای.
تنگ شکر را گشودی از لبت
بر سر هر حرف، قندی بسته ای
هوش مصنوعی: با لبهایت شکرینی را باز کردی و بر هر جملهای که گفتی، قند و شیرینی گذاشتی.
وانمودی خویش را بیچون به خلق
خلق را با چون و چندی بسته ای
هوش مصنوعی: تو خود را بدون هیچگونه نقص و عیبی به دیگران نشان دادی، اما دیگران را با شرایط و ویژگیهای مختلفی معرفی کردهای.
کرده ای جا خال را در خاطرم
در دل آتش سپندی بسته ای
هوش مصنوعی: در قلب من جای خالی برای تو گذاشتهای و در دل من آتش شوقی روشن کردهای.
نوش داروها در آن لب هست و لب
از برای دردمندی بسته ای
هوش مصنوعی: در این جا اشاره شده که داروها و درمان در لب شخص وجود دارد، اما او به دلیل درد و رنجی که دارد، نمیتواند آنها را دریافت کند یا از آنها بهرهمند شود. به نوعی، در این کلام تأکید بر این است که گاه انسان با وجود اینکه راه حلها و کمکها در دسترسش هستند، به دلیل شرایط سخت و دردناک، از آنها بهرهبرداری نمیکند.
کرده ای جا در خم ابروی یار
خانه بر طاق بلندی بسته ای
هوش مصنوعی: تو با خم ابرویت، جایی در دل یار گذاشتی و این احساس را به گونهای در خود نگه داشتهای که مثل یک خانه بر بلندی قرار گرفته است.
داد از زلف فلک پیمای تو
عالمی را در کمندی بسته ای
هوش مصنوعی: از جاذبه و زیباییهای بینظیر تو، جهانی را در مانع و اسیر کردهای.
اوحدی خوش گفته ای بر روی یار
«بر گل از عنبر کمندی بسته ای»
هوش مصنوعی: شاعر به زیبایی اشاره میکند که معشوقهاش همچون گلی است که با رشتهای از عنبر (عطر) آراسته شده است. این جمله نماد زیبایی و جاذبهی اوست که به زیبایی گلها تشبیه شده و نشاندهندهی دلربایی و جذبهی خاص اوست.
ای سعیدا عمر می خواهی و دل
بر دم اسب دوندی بسته ای
هوش مصنوعی: ای سعید، اگر عمر طولانی میخواهی، نباید دل خود را به دویدن بر روی دم اسب بسپاری.