برگردان به زبان ساده
نیست با کس اتحادم همچو کوه
در ازل وحدت نهادم همچو کوه
هوش مصنوعی: من با هیچکس پیوندی ندارم، مانند کوه که در اصل وجود خود یگانه است و وحدتی غیرقابلتغییر دارد.
گر شکستی یافت از من خاطری
[مومیایی] باز دادم همچو کوه
هوش مصنوعی: اگر از من خاطرهای در دل شکسته باشی، مانند کوه، بار دیگر آن را به تو میبخشایم.
بار سنگین غم عشق تو را
بر دل مسکین نهادم همچو کوه
هوش مصنوعی: غم عشق تو را مانند کوهی سنگین بر دل بیچارهام گذاشتم.
لحن صوت من ز آواز کسی است
ورنه بی او من جمادم همچو کوه
هوش مصنوعی: صدای من به خاطر دیگری زیبا و دلنشین است، وگرنه بدون او مانند کوه بیحرکت و بیاحساس هستم.
خاطر صحرا گران از من نشد
گرچه بس سنگین نهادم همچو کوه
هوش مصنوعی: با وجود اینکه بار سنگینی را بر دوش دارم و گاه احساس میکنم که مثل کوه سنگین شدهام، اما دل و ذهن صحرا به من هیچ فشاری وارد نمیکند.
سرنکردم خم سعیدا پیش کس
گرچه از پا اوفتادم همچو کوه
هوش مصنوعی: هرگز به خاطر کسی خود را تسلیم نکردم، هرچند که همچون کوه از پا افتادهام.