برگردان به زبان ساده
ز جان گذشتم و جانان شدم نشسته نشسته
برون ز عالم امکان شدم نشسته نشسته
هوش مصنوعی: از جان خود گذشتم و به محبوب رسیدم، در حالی که آرام و بیحرکت از دنیای ممکنات دور شدم.
ز بار کلفت و غم همچو پای خواب آلود
نهان به گوشهٔ دامان شدم نشسته نشسته
هوش مصنوعی: از بار سنگین غم و اندوه مانند پای خوابآلود در گوشهای پنهان شدم و آرام نشستهام.
ز بسکه تشنهٔ لعل لب بتان گشتم
اسیر چاه زنخدان شدم نشسته نشسته
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه خیلی تشنهی لبهای زیبای معشوق شدهام، حالا در چاه جذابیت و زیبایی او گرفتار شدهام و به آرامی و به طور مداوم در این وضعیت باقی ماندهام.
در آستانهٔ مهر و وفای یکرنگی
غبار خاطر یاران شدم نشسته نشسته
هوش مصنوعی: در آستانهٔ عشق و وفای واقعی، احساساتم را نسبت به دوستانم فاش کردهام و به تدریج در این حالت نشستهام.
دلیل دیده و دل گشته ام در آن خم زلف
چراغ شام غریبان شدم نشسته نشسته
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و جذابیت زلفی که دارد، دلم و دیدهام در آن غرق شده است. به مانند چراغی در دل شب، من هم در این آرامش و سکوت نشستهام.
ز بس گداخت مرا روزگار همچو هلال
ز چشم حادثه پنهان شدم نشسته نشسته
هوش مصنوعی: روزگار به قدری مرا تحت تاثیر قرار داد که مانند هلال ماه به دلیل حوادث و اتفاقات، از دید دیگران پنهان شدم. در این شرایط، فقط نشستهام و تماشا میکنم.
به پوست تخت قناعت ز دیو نفس خلاص
به زور صبر، سلیمان شدم نشسته نشسته
هوش مصنوعی: با قدرت صبر، از تسلط نفس شوم خود رها شدم و به آرامی همانند سلیمان، در زندگی سادهام قانع هستم.
در انتظار جمال تو بر سر کویت
رفیق نام گدایان شدم نشسته نشسته
هوش مصنوعی: در انتظار زیبایی تو در کنار کویات، به دوستام گفتم که به خاطر تو مانند گدایان نشستهام.
اثر نبود سعیدا ز من به روی زمین
چو گرد و خاک نمایان شدم نشسته نشسته
هوش مصنوعی: سعیدا، من بر زمین اثری از خود نداشتم، اما بهطور ناخواسته همچون گرد و خاک بهطور واضح نمایان شدم، در حالی که به آرامی نشستهام.