برگردان به زبان ساده
نماید گاه ابرو گه جمال آهسته آهسته
ز ابر آید برون بدر و هلال آهسته آهسته
هوش مصنوعی: گاهی ابرو و زیبایی با هم نمودار میشوند و به آرامی از میان ابرها بدر و هلال ظاهر میشود.
به همواری کشیدم در بر آن سرو سهی قد را
تو ای بلبل به گوش گل بنال آهسته آهسته
هوش مصنوعی: در کنار آن سرو بلند، راهی هموار درست کردم، تو ای بلبل، به آرامی و به نرمی برای گل آواز بخوان.
از این غوغا چه حاصل میکنی واعظ در این مجلس
نداری حال، باری قیل و قال آهسته آهسته
هوش مصنوعی: ای واعظ، در این جمع پر سر و صدا چه سودی برای خود میبری؟ تو در اینجا هیچ حال و احوالی نداری، پس بهتر است که به آرامی صحبت کنی و به حاشیهها نپردازی.
غرور حسن در آغاز خط از غافلی باشد
که بس با سبزه گل شد پایمال آهسته آهسته
هوش مصنوعی: غرور زیبایی در ابتدای شعر، ناشی از ناآگاهی است و به مرور زمان، زیبایی مانند سبزهای که توسط پاها پایمال میشود، کمرنگ و ناپدید میشود.
سعیدا هرچه را در دل تعلق بیشتر داری
کشی آخر از آن چیز انفعال آهسته آهسته
هوش مصنوعی: هرچه بیشتر به چیزی در دل وابسته باشی، در نهایت آن چیز بر تو تأثیر میگذارد و آرام آرام تو را تحت تأثیر قرار میدهد.