برگردان به زبان ساده
فلک به این همه رنگی که بر هوا بسته
به زیر تیغ تو صیدی است دست و پا بسته
هوش مصنوعی: آسمان به این همه رنگهایی که در هوا پخش کرده، در زیر چنگال تو اسیر و بیچاره است.
در که می زنی و خانهٔ که می پرسی
گشوده پای جفا و ره وفا بسته
هوش مصنوعی: به در خانهای میزنی و از کسی میپرسی، اما در حقیقت، در دل تو جفا و خیانت راه یافته و راه وفا و صداقت بسته شده است.
دلم ز روی زمین سرد اگر شود چه عجب
که روزگار خنک آب بر هوا بسته
هوش مصنوعی: اگر دل من از سردی زمین گرفته شود، جای تعجب نیست که روزگار هم بر اثر باد و هوای خنک، احساس سردی کند.
چه نازکی است خدایا که زلف او دارد
دو جا شکسته و اما هزار جا بسته
هوش مصنوعی: خدایا، چقدر زلف او لطیف و زیباست که در دو نقطه شکسته و در هزار نقطه دیگر به هم پیچیده شده است.
جبین خواجه ز چین وانمی شود هرگز
که در به روی خود از هیبت گدا بسته
هوش مصنوعی: پیشانی خواجه همیشه در چین و تاب است، زیرا به خاطر قدرت و وقار خود در برابر گدا هرگز در را به روی او نمیگشاید.
هوا نشسته و کشتی شکسته و رفته
قضا ببین که چسان دست ناخدا بسته
هوش مصنوعی: هوا آرام است و کشتی در حال غرق شدن است. سرنوشت را ببین که ناخدا چگونه دستانش بسته شده و قادر به کاری نیست.
جهان و کار جهان ریسمان پرگرهی است
که یک گره الم و دیگری دوا بسته
هوش مصنوعی: جهان و امور آن مانند ریسمانی پیچیدهاند که در آن یک گره نماد درد و دیگری نماد درمان است.
ببین ز سینهٔ تنگ و دلم چه می گذرد
گرفته راه گلو را غم و صدا بسته
هوش مصنوعی: نگاهی به دل و سینهٔ تنگ من بینداز و ببین چه حالتی دارم. اندوهی که در من است، راه نفس کشیدنم را گرفته و صدایم را مسدود کرده است.
فریب گوشهٔ محراب را مخور که خدا
گشاده در ز قفا و به روی ما بسته
هوش مصنوعی: به دام تظاهر و ظواهر مذهبی نیفت، چرا که خداوند در واقع در پشت پردهها و در دلهاست و نه تنها در مکانهای خاص و ظاهری.
مگر که زنده کند یار از جفا ورنه
کمر به قتل ز خودرفتگان چرا بسته
هوش مصنوعی: آیا ممکن است که محبوبم به خاطر ظلم و بیرحمیاش مرا زنده کند؟ وگرنه، چرا به قتل کسانی که از خودم رفتهاند، دامن هم زدهام؟
هر آن غرور که افکنده پیری اش از سر
گرفته زاهد و در گوشهٔ ردا بسته
هوش مصنوعی: هر نوع خودبزرگبینی و افتخار که انسان از مقام و سن و سال خود دارد، ممکن است با گذر زمان و پیری از دست برود. این احساس کلی ممکن است مثل یک زاهد باشد که در گوشهای نشسته و به زندگی ساده و بیپیرایهاش فکر میکند.
مرا که دست به نیکی رسد چرا نکنم
که کینه دشمنم از دست نارسا بسته
هوش مصنوعی: وقتی که من میتوانم کاری خوب انجام دهم، چرا نباید اقدام کنم، در حالی که کینه و دشمنیام از ضعف و ناتوانیام نشأت میگیرد؟
چه دلبری است سعیدا که هندوی زلفش
دل شکسته به هر حلقهٔ دو تا بسته
هوش مصنوعی: سعیدا! چه زیباییای دارد آن کس که زلفهایش دلهای شکسته را به حلقههای عشق میبندد.