برگردان به زبان ساده
برقع از رخ برگرفتی آفتاب آمد برون
زلف را کردی پریشان، مشک ناب آمد برون
هوش مصنوعی: در این بیت، اشاره به آن است که وقتی از چهره خود حجاب و پوشش را برداشتید، مانند اینکه نور خورشید به بیرون آمده باشد. همچنین وقتی که موهایتان را پریشان کردید، بوی خوش و عطر خاصی آزاد شد. این توصیف حاکی از زیبایی و جلوههای خاص است که با آزادی از حجاب و آراستن خود به وجود میآید.
صبحدم در فکر آن خورشید تابان خواب برد
خواب می دیدم که ماه از جامه خواب آمد برون
هوش مصنوعی: در صبحگاه به یاد آن خورشید درخشان بودم و خوابم برد. در خواب دیدم که ماه از لباس خواب خود خارج شد.
بی خبر بودم ز دل امشب نمی دانم چه بود
آه کردم صبحدم بوی کباب آمد برون
هوش مصنوعی: امشب خبر از حال دلم نداشتم و نمیدانم چه بر سرم آمده است. وقتی آهی از دل کشیدم، صبح زود بوی کباب به مشامم رسید.
گر بپرسد از شکر شیرینی گفتار خود
قند را گو می تواند از جواب آمد برون
هوش مصنوعی: اگر از شکر و شیرینی سخن بگوید، قند میگوید که میتواند جواب بدهد، اما ممکن است او را به کجا ببرند.
مست بودم از نگاهش زلف از یک جانبی
بسته زنجیری برای احتساب آمد برون
هوش مصنوعی: من از نگاه او مست و مدهوش بودم، زلف او از یک طرف به شکلی بسته شده بود که انگار زنجیری برای حساب و کتاب به بیرون آمده است.
من در این مجموعهٔ عالم بسی کردم نگاه
هر ورق را چون گشودم انتخاب آمد برون
هوش مصنوعی: در این جهان بزرگ به دقت نگاه کردم و هر بار که صفحهای از زندگی را گشودم، گزینهای برای انتخاب پیش روی من قرار گرفت.
آبرو تا چند ریزی بر در سنگین دلان
از برای تشنگان از سنگ، آب آمد برون
هوش مصنوعی: تا کی باید آبرو و اعتبارت را برای دلهای سنگین و بیاحساس خرج کنی؟ برای افرادی که در تشنگی هستند، با وجود اینکه از سنگ آب بیرون نمیآید.
طرفه اکسیر است در میخانه بر مس وجود
تا به دهلیزش درآید شیخ، شاب آمد برون
هوش مصنوعی: عجیب است که در میخانه، نوشیدنیای وجود دارد که میتواند روح و جسم انسان را تغییر دهد. تا زمانی که آن نوشیدنی در دل میخانه باشد، حتی شیخ و عالمان نیز تحت تأثیر آن قرار میگیرند و به طور غیرمنتظرهای از آنجا بیرون میآیند.
خضر تا کی گوهر مقصود می جویی به بحر
این گهر دایم ز دل های خراب آمد برون
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که به دنبال گوهر مقصود هستی، اما باید بدان که این گوهر از دلهای خراب و پریشان بیرون میآید و در دریاهای عمیق وجود ندارد.
دفتر اعمال خود پیش از قیامت دیده ایم
بیشتر در نامهٔ من بی حساب آمد برون
هوش مصنوعی: در دفتری که از کارهایمان داریم، پیش از روز قیامت، بیشتر اعمال ما به صورت بیحساب و کتاب ثبت شده است.
باعث هجران سعیدا زان پری خود بوده ام
من چو رفتم در حجاب او بی حجاب آمد برون
هوش مصنوعی: من خود عاملی برای جدایی از خوشبختیام بودهام. وقتی در پرده حجاب او قرار گرفتم، او بدون حجاب آشکار شد.