برگردان به زبان ساده
مگذر ز راستی و ببین بر کمال من
از خاک، قد خمیده برآید نهال من
هوش مصنوعی: از راستی و صداقت عبور نکن و ببین چگونه من از خاک و دشواریها به کمال رسیدهام؛ مانند نهالی که با وجود قوس و خمیدگی، از زمین سر بر آورده است.
خوش معنی است ذات تو کز پاکی وجود
هرگز نبسته صورت آن در خیال من
هوش مصنوعی: وجود تو به قدری پاک و زیباست که هیچگاه به خیال من به شکل نامناسبی تصویر نشده است.
از کثرت ظهور چو خورشید در جهان
شد عمرها که می گذرد ماه و سال من
هوش مصنوعی: با ظهور مداوم و مکرر مانند خورشید در عالم، عمرها به سرعت میگذرد و من فقط به عبور ماه و سالها نگاه میکنم.
بیمار و خسته گویم و از خویشتن روم
آن دم که چشم مست تو پرسد ز حال من
هوش مصنوعی: زمانی که بیمار و خسته هستم و میخواهم از خودم دور شوم، آن لحظه که چشمان مست تو احوال مرا میپرسند، حس عجیبی به من دست میدهد.
تا می رسانمش به لب از خویش می روم
جام می است مرشد صاحب کمال من
هوش مصنوعی: من به خاطر میکوشم که خویشتن را به لب بیاورم و برای رسیدن به کمال، به دنبال جام میام که مرشد من است.
دل های مرده را سخن من دهد حیات
آیینه را به جوش درآرد مثال من
هوش مصنوعی: سخنان من میتواند زندگی دوباره به دلهای بیروح ببخشد و مانند آینهای که به حرکت درمیآید، تأثیرگذار باشد.
یاد از جمال و ابروی او می دهد مرا
ماه تمام و قامت همچون هلال من
هوش مصنوعی: به یاد زیبایی و ابروی او، من را به یاد ماه کامل و قامت منحنی مانند هلال میاندازد.
از هوش رفته دید سعیدا و گفت یار
نتوان به چشم عقل تو دیدن جمال من
هوش مصنوعی: سعید به خوبی متوجه شد که نمیتواند زیبایی من را با چشم عقل و تفکرش ببیند.