برگردان به زبان ساده
ببر طمع ز زمین، خرقه آسمانی کن
چو مهر، نور به هر ذره میهمانی کن
هوش مصنوعی: از زمین خواستهها و آرزوهای بیاساس را دور کن و همچون خورشید، نور و روشنی را در هر نقطه و هر ذره پخش کن و به آنها حیات و انرژی ببخش.
به بخت تیره ام سرمه هر کجا چشمی است
بیا به دیده درایی و اصفهانی کن
هوش مصنوعی: اگر چشمی داشته باشی، بیا و سرمهام را به چشمم بزن و با زیباییات من را در اصفهان سحر کن.
هوای گنج محبت اگر به دل داری
به هر کجا که خرابی است پاسبانی کن
هوش مصنوعی: اگر در دل خود عشق و محبت را احساس میکنی، در هر جایی که بینظمی و آشفتگی وجود دارد، برای حفظ و مراقبت از آن تلاش کن.
چو پیر کرد تو را خانقه ز پا منشین
بیا به گوشهٔ میخانه و جوانی کن
هوش مصنوعی: وقتی که پیری به سراغت آمد، از نشستن در مسجد و خانقاه دست بردار و به گوشهای از میخانه برو و زندگی جوانانهات را تجربه کن.
به کیش مردم ظاهر برو چو تیر مترس
بیا به گوشهٔ باطن نشین کمانی کن
هوش مصنوعی: به روش مردم دنیا رفتار کن و خود را در ظاهر شبیه آنها نشان بده، اما در درون خود به دقت و باهوشی عمل کن و مانند کمان تیرانداز، آماده باش تا در لحظه مناسب بهترین اقدام را انجام دهی.
قبا در این خم گردون دون به نیل مزن
ز خون عاشق خود جامه ارغوانی کن
هوش مصنوعی: در این لحظه که دنیا مانند دایرهای در حال گردش است، به خاطر عشق خود، به هیچوجه نمیتوانی به سرنوشت ناامیدکنندهای دچار شوی. بلکه باید با شجاعت و عشق، زیبا و پرشکوه زندگی کنی.
روا مدار که یک دم به خویش پردازم
دلت ز جور چو بگرفت مهربانی کن
هوش مصنوعی: اجازه نده که یک لحظه به خودم بپردازم، چرا که دل تو از بیرحمی گرفته شده است، پس مهربانی کن.
ز حال بی خبر است ای زبان برای خدا
به آن پری ز دل خسته ترجمانی کن
هوش مصنوعی: زبان، تو از حال من بیخبری! به خاطر خدا، تو باید احساسات دل خستهام را به آن پری بگویی.
ز روی آینه کردن سکندری سهل است
ز خضر بگذر و بی اب زندگانی کن
هوش مصنوعی: به سادگی میتوان به زیباییهای ظاهری و ظرایف زندگی پرداخت، اما برای دستیابی به حیات واقعی و معنادار باید از موانع عبور کرد و به عمق وجود توجه کرد.
برو ز صدق سعیدا به دست بیار
بگو رقیب بداندیش بدگمانی کن
هوش مصنوعی: برای رسیدن به موفقیت و خوشبختی، باید از صداقت استفاده کنی و به رقیب نادان و بدبین خود نشان بدهی که چقدر میتوانی موفق باشی.