برگردان به زبان ساده
دمی در پای خم سرمان و بحر و بر تماشا کن
بیا و آنچه جم می دید در ساغر تماشا کن
هوش مصنوعی: لحظهای در دامن خم، به تماشای دریا و زمین بنشین و بیا و آنچه که جم (یکی از شخصیتهای اسطورهای و شاعرانه) در جام مشاهده میکرد، تو نیز تماشا کن.
میان ابروی جانان عجب جنگی است پیوسته
کمان و تیر و تیغ و دشنه و خنجر تماشا کن
هوش مصنوعی: در ابروی معشوق جنگ خونینی وجود دارد که همیشه در حال جاری است. کمان، تیر، تیغ، دشنه و خنجر را مشاهده کن.
در این زندان هشیاری چه خود را مبتلا داری
بیا در بزم مستان عالم دیگر تماشا کن
هوش مصنوعی: در این زندان هشیاری که خود را گرفتار کردهای، بیا و در مهمانی خوشیها و لذتها شرکت کن و دنیای دیگری را تماشا کن.
به دل کلک خیالت هر نفس نقش دگر بندد
حساب جمع و خرج خود در این دفتر تماشا کن
هوش مصنوعی: هر لحظه خیال تو تصویری جدید و متفاوت را در دل من میکشد. حالا به حساب و کتاب احساسات و تجارب خود در این دفتر زندگی نگاه کن.
به هر رنگی که می داری به یکرنگی برآرم دم
چو منصورم در آتش سوز و خاکستر تماشا کن
هوش مصنوعی: هر رنگ و حالتی که داری، من به یکرنگی و صداقت خودم ادامه میدهم. همانطور که منصور در آتش سوخت، من هم با تمام وجودم به نمایش این حقیقت پرداخته و تماشا کن.
سعیدا دیده ای در خویش جانان را ولی مبهم
قدم نه پیشتر از خویش، نیکوتر تماشا کن
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که جانانش را در درونش میبیند، اما بهتر است قبل از هر چیزی به وضوح و دقت بیشتری به او نگاه کند و تماشایش کند.