برگردان به زبان ساده
خلقش کند عمارت مهمانسرای حسن
آن نوخطی که ریخته باشد بنای حسن
هوش مصنوعی: آفریدگارش به قدری زیباست که به مانند یک مهمانسرای دلپذیر و باشکوه است. آن فرد جوان و تازهکار که زیبایی بینظیری دارد، به مانند بنیانگذار این زیبایی و احسن بنا شده است.
گر فتنه های حسن تو خوابد عجیب نیست
فرش خوشی است سبزهٔ خط زیر پای حسن
هوش مصنوعی: اگر زیباییهای تو در دلها آشوبی نخوانَد، تعجبی ندارد؛ زیرا زیر پای تو خوشبختی مانند فرشی از سبزه گسترده شده است.
هر دم به ناز بالش دل تکیه می کند
آن سرو قامت چمن دلگشای حسن
هوش مصنوعی: هر لحظه، آن ناکام زیبا که مانند سرو در باغ است، بر نازکی و زیبایی خود تکیه میکند و دلها را شاداب میسازد.
پرواز از نشیمن ابرو نمی کند
شد حلقه های زلف تو دام همای حسن
هوش مصنوعی: پرواز از آرامش ابروهای تو نمیتواند صورت بگیرد؛ چرا که حلقههای زلف تو مانند دامی برای زیباییات هستند.
خوبان ز غیر، منت چیزی نمی کشند
از برگ گل نسیم کند بوریای حسن
هوش مصنوعی: زیبا رویان از دیگران هیچ انتظاری ندارند و همچون نسیم ملایم بر گلها، زیبایی خود را به همه میبخشند.
چندین هزار جامهٔ جان را به تن درید
تا دوخت آسمان به قد او قبای حسن
هوش مصنوعی: چندین هزار لباس جان را به تن کرد تا آسمان به اندازه قد او یک لباس زیبا بپوشد.
هر عضو او به عضو دگر ناز می کند
خوش بی نیاز بوده ز سر تا به پای حسن
هوش مصنوعی: هر بخش از زیبایی او، به زیبایی دیگری فخر میفروشد و او در تمام وجودش به قدری زیباست که بینیاز از هر چیز دیگری است.
در حسن، ما حقیقت کونین دیده ایم
بیهوده کی کشیم سعیدا جفای حسن؟
هوش مصنوعی: ما در زیبایی، واقعیت وجود را مشاهده کردهایم. چرا باید بیهوده از زیبایی دلسرد شویم؟