برگردان به زبان ساده
شده شرمسار به دوران تو پیمانهٔ حسن
نگهت مست می و چشم تو میخانهٔ حسن
هوش مصنوعی: در اینجا سخن از زیبایی و جذابیت چشمان معشوق است. چشمان تو به اندازهای دلانگیز و مستکننده هستند که کسی را شرمنده میکند. به عبارتی، با نشستن در کنار تو و دیدن زیباییات، انسان خودش را در دنیایی از لذت و مستی مییابد، انگار که در میخانهای پر از شادی و سبکی است.
چه بهشتی است جمال تو که هر حلقهٔ زلف
شده در دیدهٔ عشاق پریخانهٔ حسن
هوش مصنوعی: جمال تو چنان زیبا و دلرباست که هر گرهای از موهایت در چشم عاشقان مانند یک بهشت جاودان و پر از زیبایی جلوهگر میشود.
به تماشا رود و دیدهٔ بیدار شود
گوش در خواب اگر بشنود افسانهٔ حسن
هوش مصنوعی: اگر کسی به تماشای زیباییها برود و چشمانش بیدار و هوشیار شود، حتی اگر گوشهایش در خواب باشند، میتواند داستان زیبایی را بشنود که او را جذب میکند.
نیست با بلبل جان بلبل گل را نسبت
نیست پروانهٔ این شمع چو پروانهٔ حسن
هوش مصنوعی: بلبل در عشق و احساساتش نسبت به گل هیچ ارتباطی ندارد. پروانهای که به دور شمع میچرخد نیز مانند پروانهای است که به دور زیبایی میگردد.
کرده ابروی تو از چین جبین نقش [و] نگار
عکس طاقی که به دل هاست ز کاشانهٔ حسن
هوش مصنوعی: ابروی تو به شکل و چین جبین، نقشی زیبا و دلربا خلق کرده که همچون طاقی است که در دلها به یادگار مانده و نشانی از زیبایی است.
نیست جز خال رخ ماهوشان در دل ما
نشود سبز از این خاک بجز دانهٔ حسن
هوش مصنوعی: در دل ما چیزی جز خال زیبایی چهره محبوبان وجود ندارد و این خاک جز دانهٔ زیبایی نخواهد رویید.
خط و خال، چشم سیه، زلف پریشان حاضر
خاطر جمع ندیدیم بجز خانهٔ حسن
هوش مصنوعی: این بیت به زیباییهای خاص و ویژگیهای دلنشین محبوبی اشاره دارد که شاعر در هیچ جای دیگر به مانند آن مواجه نشده است. خط و خال و چشمهای سیاه و زلفهای پریشان او، همگی نمادهایی از زیبایی و جذابیت هستند که در کنار هم، در خانهٔ حسن شکل گرفتهاند و شاعر نتوانسته است در هیچ مکان دیگری چنین ویژگیهایی را مشاهده کند.
آشنای دل دیوانه نگردد هرگز
مشرب هر که سعیدا شده بیگانهٔ حسن
هوش مصنوعی: دوستی که قلبش با عشق آشنا شده، هرگز دیوانه نمیشود. زیرا کسی که به زیباییها روی آورده و شادمان شده، دیگر بیگانهای برای خود ندارد.