برگردان به زبان ساده
چه سرها از یقین شد گوی در میدان درویشان
به بازی هم نشد خم هیچ گه چوگان درویشان
هوش مصنوعی: خیلی از افراد با اعتقاد راسخ و یقین در میدان رقابت درویشان حاضر شدند، ولی هیچ کدام نتوانستند در این بازی به موفقیت برسند و خود را به جلو برسانند، همچون توپی که در بازی چوگان به جلو نمیرود.
چو شاهان ستمگر یوم دین در دست مظلومی
نخواهد شد گریبان، گوشهٔ دامان درویشان
هوش مصنوعی: در روز قیامت، وقتی که ستمگران به جزای اعمالشان میرسند، دیگر کسی نمیتواند از مظلومان انتقام بگیرد یا گریبان آنها را بگیرد. در آن زمان، درویشان و زاهدان نیز از موضوعات دنیوی فارغ هستند و در آرامش به سر میبرند.
بود خورشید، داغ و برق، آه و ماه، نور دل
چه کم دارد ز گردون سینهٔ عریان درویشان
هوش مصنوعی: خورشید و برق و ماه همگی در آسمان درخشاناند، اما نور دل درویشان و روح آنها خالی و عریان مینماید و از عظمت آسمان چیزی کم ندارد.
دل خونین دلان صدپاره شد در ذکر و فکر او
بود این در طریقت سبحهٔ مرجان درویشان
هوش مصنوعی: دلهای عاشق از یاد و فکر او به شدت آزار دیده و پراکنده شدند. در مسیر طریقت، ذکر و یاد او مانند تسبیحی از مرجان در دل درویشان است.
در استغنا و همت از فلک با کم نمی آرد
تن از ازرق لباس بی سر و سامان درویشان
هوش مصنوعی: در بی نیازی و اراده از آسمان، وجود انسان را با اندک امکاناتی نمیتوان محدود کرد، همانطور که درویشان با لباسهای بیسر و سامان خود به زندگی ادامه میدهند.
در اقلیم فنا گر پادشاهی آرزو داری
میا زینهار بیرون از خط فرمان درویشان
هوش مصنوعی: اگر در دنیای فانی به دنبال سلطنت و قدرت هستی، پس مراقب باش که از چهارچوب و اصول درویشان خارج نشوی.
مناسب تر از این گیتی ندارد روبرو با هم
جمال پاک یار و دیدهٔ حیران درویشان
هوش مصنوعی: در این جهان، جایی بهتر از این وجود ندارد که در آن زیبایی خالص محبوب در برابر چشمان شگفتزده درویشها نمایان باشد.
ز ویرانی صفای خانهٔ ویران دو بالا شد
که خورشید است روز و ماه، شب مهمان درویشان
هوش مصنوعی: از نابودی و خرابی خانهای که زمانی پرنور و زیبا بود، دو چیز به وجود آمده است: یکی روز که خورشید در آن میتابد و دیگری شب که مهمان درویشان و فقراست.
از این سودای ایشان گرچه سودی کس ندید اما
ندارد یاد هم آخر کسی نقصان درویشان
هوش مصنوعی: با وجود اینکه هیچ کس از این آرزو و حس شوق آنها نفعی نبرده، ولی در نهایت یاد کسی از درویشان که نقصانی داشته، از بین نمیرود.
کجا آید به چشم اهل ظاهر رتبهٔ ایشان
که بیرون از تصورها بود جولان درویشان
هوش مصنوعی: اهل ظاهر توان درک مقام و رتبه درویشان را ندارند، زیرا این مقام فراتر از تصورات معمولی است.
حذر کن ز آه درویشان به قول مولوی رومی
که از سندان گذر دارد سر پیکان درویشان
هوش مصنوعی: احتیاط کن از فریاد و نالههای درویشان، زیرا این نالهها به قدری تاثیرگذار است که میتواند حتی از خیلی چیزها عبور کند و به هدف خود برسد.
نعیما ای سعیدا شد نعیم نور چشم تو
به این نور است دیگر بعد از این سیران درویشان
هوش مصنوعی: سعیدا، نعمت تو همانی است که روشنایی چشمانت را به این نور وابسته کرده است، و از این پس درویشان در حال گشت و گذار خواهند بود.