برگردان به زبان ساده
به روی سینه سیل اشک باز از دیده برگردان
بزن جاروب مژگان را و از دل گرد غم بنشان
هوش مصنوعی: با چشمان پر از اشک، سینهام آکنده از غم است. حالا با مژگانت این دل را پاک کن و غبار ناراحتی را از آن دور کن.
اگر خواهی به چشم کم نبیند هر که پیش آید
چو تیغ مغربی شو از لباس عاریت عریان
هوش مصنوعی: اگر میخواهی کسی تو را کماهمیت نبیند و متوجه نادانیات نشود، باید مانند تیغی تیز و برنده باشی و از چیزهایی که به تو تعلق ندارند، دست بکش و خودت را به نمایش بگذار.
مکن عیبم اگر تبعیت مردم نمی سازدم
خلاف عادت ایشان بود آیین درویشان
هوش مصنوعی: اگر من عیبی دارم، نباید به آن خُرده بگیری، زیرا اینکه من از مردم پیروی نکردم و راه خود را انتخاب کردم، به دلیل شیوه خاص درویشان است که با عادت دیگران متفاوت است.
غبار جادهٔ کویت شدم ای آبروی جان
قدم بر فرق من بگذار و گرد از روی خود بنشان
هوش مصنوعی: من به گرد و غبار راه تو تبدیل شدهام، ای که آبروی جان من هستی. بر سر من قدم بگذار و غبار را از چهرهات پاک کن.
چرا زان پیشتر تن بر قضا ندهی که تقدیرش
سرت را گوی بازی سازد و دستت کند چوگان
هوش مصنوعی: چرا قبل از اینکه قضا و سرنوشت بر تو تأثیر بگذارد، تسلیم آن نمیشوی؟ زیرا ممکن است تقدیر تو را به بازی بگیرد و تو را مانند یک توپ در زمین بازی جا به جا کند.
مکن با بدگهر مضبوط پیوند محبت را
که نتوانی کنی با چین پیشانی دگر سوهان
هوش مصنوعی: با افرادی که دارای شخصیت و خصلتهای بد هستند، پیوند محبت برقرار نکن؛ زیرا مانند این است که بخواهی با یک دندانه زبر بر روی چهرهای صاف و زیبا کار کنی.
مبادا نفس و شیطان آشنا گردد به یکدیگر
که یوسف را برد چون متفق شد گرگ با چوپان
هوش مصنوعی: مراقب باش که نفس و شیطان با یکدیگر آشنا نشوند، چون وقتی یوسف را بردند که گرگ با چوپان متفق شد.
چرا زاهد نسازی باز دکان نصحیت را
ز خوبان بلاانگیز خالی دیدهای میدان؟
هوش مصنوعی: چرا نمیگذاری که دکان نصیحت خالی بماند، در حالی که خوبان را با بلا میآزاری و نمیخواهی خود را از آنان دور کنی؟
بگوییدش به آن خورشید را تا چند خواهد بود
سعیدا در هوای مهر او چون ذره سرگردان؟
هوش مصنوعی: به او بگویید که این خورشید تا کی میخواهد در عشق و محبت او خوشبخت باشد، همانطور که ذرهای در فضای بیهدف سرگردان است؟