برگردان به زبان ساده
خویش را بر صف مژگان تو مستانه زدیم
ساغر عهد شکستیم به پیمانه زدیم
هوش مصنوعی: ما با شوق و ذوق به چشمان تو نگاه کردیم و در دل عهد و قرارهایمان را شکستیم و به خوشی و شادی ادامه دادیم.
صورت قلب نمودیم به هر جا رفتیم
بسکه ما نقش دغل بر دل دیوانه زدیم
هوش مصنوعی: ما در هر جایی که رفتیم، چهره دل را نمایش دادیم، زیرا به اندازهای بر دلهای دیوانه نقشهای فریبنده زدیم.
تا خبردار شود کافر و مؤمن از عشق
بانگ در کعبه و ناقوس به بتخانه زدیم
هوش مصنوعی: ما با صدای عاشقانهای که در کعبه و معبد به گوش میرسد، میخواهیم این حقیقت را به افراد با ایمان و بیایمان اطلاع دهیم.
حسن معنی بدرخشید چو با پنجهٔ فکر
گره زلف عروسان سخن شانه زدیم
هوش مصنوعی: زیبایی معنا همچون ماه کامل درخشید، زمانی که با دست خیال و اندیشه، به گیسوان سخنهای عروس مانند رسیدگی کردیم.
غیر با بی ادبی تا نه درآید این جا
قفل لب بوسه کنان بر در میخانه زدیم
هوش مصنوعی: در اینجا به این معناست که به مکان خاصی نروید مگر اینکه با ادب و احترام رفتار کنید. ما با لب هایی که به بوسه و محبت عادت دارند، بر درب میخانه کوبیدیم.
نه چو خورشید گذشتیم ز دار عالم
پشت پا بر فلک از همت مردانه زدیم
هوش مصنوعی: ما نه مانند خورشید هستیم که به سادگی از دنیای مادی بگذریم، بلکه با ارادهی قوی و تلاش مردانه، افقها را فتح کرده و به آسمانها سیطره پیدا کردیم.
شعلهٔ شمع مپندار که آتش باشد
مشت آبی است که بر آتش پروانه زدیم
هوش مصنوعی: شعلهٔ شمع را نیاورید به حساب آتش واقعی، بلکه آن را مانند قطرهٔ آبی ببینید که بر آتش پروانه ریختهایم.
فارغ از سایهٔ اقبال هما گردیدیم
خیمهٔ خویش چو بر گوشهٔ ویرانه زدیم
هوش مصنوعی: از سرنوشت و شانس خود بیخبر و بیتوجه، به آنجا رسیدیم که در گوشهای از یک ویرانه، چادر خود را برپا کردیم.
دایم از بادهٔ معنی دل ما سرشار است
تا به لب مهر خموشی لب پیمانه زدیم
هوش مصنوعی: ما همیشه از معنای عشق و احساس سرشاریم تا زمانی که لبهای ما به سکوت و آرامش برسند و از پیمانهای که پر از بادهٔ عشق است، بنوشیم.
قطع کردیم لباس دو جهان را از بر
بخیه بر خرقهٔ تجرید فقیرانه زدیم
هوش مصنوعی: دست از هر دو جهان شستیم و پوشش های آنها را کنار گذاشتیم و به سادگی و بینیازی لباس فقر و زهد پوشیدیم.
یاد می داد سعیدا ز [اثاث] فغفور
هر سفالی که در او بادهٔ رندانه زدیم
هوش مصنوعی: سعید به من میآموخت که هر ظرف سفالی که در آن شراب خوشگوار ریختهایم، یادآور چه چیزهایی از دوران فرخنده است.