برگردان به زبان ساده
اول چو داغ بر سر دردی رسیده ایم
چون آه تا به خاطر مردی رسیده ایم
هوش مصنوعی: در ابتدا، ما با درد و عذاب مواجه شدهایم، به گونهای که مانند آتش در دل خود احساس میکنیم، چون به یاد مردی رنجور و محنتکشیده هستیم.
جو جو حساب خویش به خرمن سپرده ایم
چون کاه تا به چهرهٔ زردی رسیده ایم
هوش مصنوعی: ما حساب و کتاب خود را به دانههای جو سپردهایم، مثل کاهی که در خرمن قرار دارد و به همین خاطر به زردی چهرهمان رسیده است.
ما در پس کمال به خاک اوفتاده ایم
دانند ناقصان که به گردی رسیده ایم
هوش مصنوعی: ما در پی رسیدن به کمال، به زمین افتادهایم و تنها ناقصان میدانند که به چه گرد و غباری رسیدهایم.
هر گه نظر به موسم خود می کنیم ما
چون نوبهار رفته و وردی رسیده ایم
هوش مصنوعی: هر زمان که به فصل خود نگاه میکنیم، مانند بهار تازهای هستیم که در حال شکوفا شدن و گل دادن است.
تنها نه ما ز گرمی بازار سوختیم
ما در میان ز جوش خریدار سوختیم
هوش مصنوعی: ما تنها نیستیم که از گرمای بازار آسیب دیدهایم، بلکه در میان ما هم افرادی هستند که به خاطر هیجان و اشتیاق خرید، دچار سوختگی و آسیب شدهاند.
آتش زدیم بر سر دنیا و آخرت
روزی که جان و دل پی این کار سوختیم
هوش مصنوعی: روزی که جان و دل خود را در راه این کار فدا کردیم، آتش به دنیا و آخرت خود زدیم.
در بوتهٔ فنا چو فکندند قلب ما
اول سر و زر و دل و دینار سوختیم
هوش مصنوعی: وقتی قلب ما را به دست فراموشی سپردند، ابتدا همه چیزهایی که داشتیم و برایمان ارزشمند بود، از جمله جان و مال و ایمان، از بین رفت و نابود شد.
از بسکه شعلهٔ سخن ما بلند شد
هر کس که گوش داشت ز گفتار سوختیم
هوش مصنوعی: به خاطر شدت و بلندی کلام ما، هر کسی که به صحبتهای ما گوش میداد، تحت تأثیر قرار گرفت و آسیب دید.
در کفر هم قبول نکردند طرز ما
از پیچ و تاب رشتهٔ زنار سوختیم
هوش مصنوعی: ما در کفر هم نتوانستیم طرز و روش خود را بپذیریم و از پیچ و تابهای زندگی، به شدت آسیب دیدهایم.
چون ابر با وجود سرشک روان خویش
از برق تند شعلهٔ دیدار سوختیم
هوش مصنوعی: مانند ابری که به خاطر بارش اشک خود، از شعلهٔ پرجنب و جوش دیدار میسوزد، ما نیز در آتش عشق سوختهایم.
هر کس برای مصلحت سوخت جان خویش
ما در فراق احمد مختار سوختیم
هوش مصنوعی: هر کسی به خاطر منفعت خودش، جانش را فدای میکند، ولی ما به خاطر جدا بودن از حضرت احمد مختار، جان خود را از دست دادیم.
نی پخته گشت خامی و نی گرم شد کسی
همچون درخت بادیه بیکار سوختیم
هوش مصنوعی: ما نه تجربهای کسب کردهایم و نه احساس نیاز به فعالیت داریم، همچون درختی که در بیابان به حال خود مانده و در میان گرما خشک میشود.
شستیم دلق خویش سعیدا به آب تلخ
جای نماز و خرقهٔ پندار سوختیم
هوش مصنوعی: ما لباس خود را به آب تلخ شستیم، جایی که نماز میخواندیم و لباس فکریمان را سوزاندیم.