برگردان به زبان ساده
عزلت گزیده ایم به عزت رسیده ایم
صحت شدیم تا که ز صحبت بریده ایم
هوش مصنوعی: ما به دوری و انزوا روی آوردهایم و به احترام و عزت دست یافتهایم. با فاصله گرفتن از صحبت و گفتگو، به صحت و سلامت دست پیدا کردهایم.
غافل مشو ز چشم حوادث که در دمی
همچون نگه ز دیدهٔ بینا بریده ایم
هوش مصنوعی: مراقب حوادث باشید، زیرا در یک لحظه ممکن است که همه چیز تغییر کند و مثل این باشد که نگاه تیزبینمان را از دست دادهایم.
هر موج خیز گریهٔ ما بحر خون بود
با نوح، این تلاطم طوفان ندیده ایم
هوش مصنوعی: هر لحظهای که ما گریه میکنیم، مانند امواج دریا است و این اشکها به اندازهای شدید و عمیق هستند که گویی دریا را به خون آلوده میکنند. با نوح که در طوفانها و بلاها شناخته شده، ما هرگز طوفانی به این اندازه قوی و ترسناک را تجربه نکردهایم.
آیینه جام باده و تخت است تخته پوست
ما قصهٔ سکندر و دارا شنیده ایم
هوش مصنوعی: آینه و جام شراب نماد زیبایی و لذت هستند و تخت نشانی از قدرت و عظمت. ما داستانهای سکندر و دارا را شنیدهایم که به ما دربارهی تاریخ و افتخارات گذشته یادآوری میکنند.
در آرزوی خانهٔ آن خانمان خراب
هر کوچه ای که بود به عالم دویده ایم
هوش مصنوعی: در آرزوی دیدن خانهٔ آن شخصی که زندگیاش بر هم ریخته، هر کوچهای را در دنیا جستجو کردهایم.
بد می رسد به گوش، صدای گرفت و گیر
تا از میان خلق چو آهو رمیده ایم
هوش مصنوعی: صدای ناهنجار و سروصداها به گوش میرسد و ما از میان مردم مانند آهو از دست خطر فرار کردهایم.
جز خال دانه ای نبود آرزوی ما
در سبزه زار سنبل و ریحان چریده ایم
هوش مصنوعی: در میان سبزهها و گلهای زیبا، تنها آرزوی ما یک دانه خال است که در دل خود پروراندهایم.
کردیم گریه گر دم آبی رسیده است
خون خورده ایم تا لب نانی گزیده ایم
هوش مصنوعی: ما برای رسیدن به آرزوهایمان گریه کردهایم و در سختیها قرار گرفتهایم، اما با وجود همه این مشکلات و خونریزیها، فقط به یک لقمه نان قانع شدهایم.
خواهی ز طول عمر سعیدا خبر شوی
چون مغربی گذشته و صبحی دمیده ایم
هوش مصنوعی: اگر میخواهی از طول عمر خوشبخت و سعادتمند خود مطلع شوی، باید بدانی که مانند غروب که شب را پشت سر میگذارد و صبحی تازه را آغاز میکند، باید به شرایط و تغییرات زمان توجه کنی.