برگردان به زبان ساده
عالم تمام یک نظر است و ندیده ایم
این مرغ زیر بال و پر است و ندیده ایم
هوش مصنوعی: جهان همه یک نگاه و یک دید است و ما تاکنون متوجه نشدهایم که این پرنده در زیر بال و پر خود وجود دارد و ما از آن بیخبر هستیم.
غافل نشسته ایم ز شمشیر باز دهر
گویا به پیش رو سپر است و ندیده ایم
هوش مصنوعی: ما غافلانه نشستهایم و متوجه نیستیم که زندگی مانند یک شمشیر برنده است. به نظر میرسد که سپری در برابر آن وجود دارد، اما ما از آن بیخبریم.
از بس خیال روی تو حیرت فزوده است
چون نور دیده در نظر است و ندیده ایم
هوش مصنوعی: به خاطر خیال زیبای تو، حیرت زیادی در دل ایجاد شده است، مانند نوری که در چشم ماست ولی آن را ندیدهایم.
ما را حدیث دوست به دست فراق داد
خوش وعده ها که در خبر است و ندیده ایم
هوش مصنوعی: ما در فراق دوست داستانهایی از عشق و وعدههای زیبا شنیدهایم، با اینکه هیچگاه آنها را از نزدیک مشاهده نکردهایم.
آن کس که دست بر سر همیان نهاده است
در زیر بار تا کمر است و ندیده ایم
هوش مصنوعی: آن کسی که در حال نگهداری کیسه پول است، تا کمر زیر بار سنگینی قرار دارد و ما چیزی از او ندیدهایم.
چون مردم دو چشم در این تکیه گاه، یار
با ما همیشه سر به سر است و ندیده ایم
هوش مصنوعی: زمانی که انسانها دو چشم دارند و در این مکان حضور دارند، دوست و همراه ما همیشه در کنار ماست و ما او را ندیدهایم.
گردیده ایم جمله ولی روی یار را
از مهر برهنه تر است و ندیده ایم
هوش مصنوعی: ما همگی در حال گشت و گذار هستیم، ولی چهره محبوب را از عشق خالیتر دیدهایم و هرگز نتوانستهایم آن را ببینیم.
سوی بت زمانه سعیدا به سهو هم
تا گردنش در آب زر است و ندیده ایم
هوش مصنوعی: به دنبال خوشبختی و زیبایی زندگی هستیم، حتی اگر به خطا هم باشد، در حالی که او در ثروت و نعمت غرق شده است و ما هرگز این زیبایی را ندیدهایم.