برگردان به زبان ساده
از پریشانی نه سرگردان چو کاکل میشوم
غنچهام هرگه پریشان میشوم گل میشوم
هوش مصنوعی: از آنجایی که در دل بلاتکلیفی و آشفتگی هستم، مانند موهای سرم به هم میریزم. من همچون غنچهای هستم که هرگز آرام نمینشینم و در نهایت به گل تبدیل میشوم.
نیست در بیرحمیش حرفی، همین در کشتنم
او تحمل میکند من بیتحمل میشوم
هوش مصنوعی: او در بیرحمیاش چنان بینظیر است که حتی در کشتن من هم تحمل میکند، اما من در برابر این ظلم به شدت بیتاب و بیتحمل میشوم.
خار خشکم باغبانا آتشی بر من بزن
باد اگر دامن زند ز اهل تجمل میشوم
هوش مصنوعی: من مثل خاری خشک هستم، ای باغبان! شعلهای بر من بیفکن. اگر نسیمی به من بزند، ممکن است به زرق و برق دنیوی مبتلا شوم.
گر نمایم [خار] در چشم عزیزان دور نیست
من که آخر خود چراغ صبحم و گل میشوم
هوش مصنوعی: اگر برای عزیزانم دلیآزار و ناخواسته باشم، باید بدانید که من در نهایت خود را همچون نور صبح روشن میکنم و به گل بدل میشوم.
آه در دل، خاک بر سر، رو به صحرا میکنم
خوش به سامان میروم یار توکل میشوم
هوش مصنوعی: در دل، حسرت و اندوه دارم و به نشانه تأسیف خاک بر سر میریزم. به سمت بیابان میروم و با خوشحالی به سوی سرنوشتی نیک حرکت میکنم. به یار اعتماد کرده و به او توکل میکنم.
از پریشانی سعیدا نیستم غمگین که من
غنچهام هرگه پریشان میشوم گل میشوم
هوش مصنوعی: من از دلشوره و ناامیدی غمگین نیستم، چون مانند غنچهای هستم که هر بار از پریشانیام گل میشوم.