برگردان به زبان ساده
من نه این آب روان از لب جو می بینم
نفس اوست که من از دم او می بینم
هوش مصنوعی: من این آب جاری را از کناره جوی نمیبینم، بلکه نفس او را میبینم که من از نفس او آگاه میشوم.
آنچه در جام، جم از دور تماشا می کرد
گاه در شیشه و خم گه به سبو می بینم
هوش مصنوعی: آنچه که جم در گذشته از دور در جام میکرد، حالا من گاهی در شیشه و گاه در خم و سبو مشاهده میکنم.
با وجودی که نه بیش است و نه کم از کم و بیش
هر طرف می نگرم جلوهٔ او می بینم
هوش مصنوعی: با اینکه هیچ چیز بیش از او یا کمتر از او نیست، هر جایی که نگاه میکنم، جلوه و زیبایی او را میبینم.
توبه زلف و خط و [خالی] گرو و من به نگاه
تو ز گل رنگ و رخ و من همه او می بینم
هوش مصنوعی: من زیباییهای ظاهری و نام و نشانی را فراموش کردهام و تمام وجودم را در نگاه تو میبینم. تو را به خاطر رنگ و رخسارت پرستش میکنم و برایم همه چیز در تو خلاصه میشود.
هر کجا پیرهن دوستی و مهر و وفاست
چاک گردیده ز دست تو رفو می بینم
هوش مصنوعی: هر جایی که محبت و دوستی وجود دارد، نشانههایی از محبت تو را مشاهده میکنم که به شکل درد و جدایی نمایان شده است.
نظر از خویشتن آن روز که برداشته ام
شکر ایزد که سعیدا همه او می بینم
هوش مصنوعی: از روزی که خود را فراموش کردهام و به تماشای زیباییهای زندگی پرداختهام، سپاسگزار خداوند هستم که در هر جا و در هر لحظه، خوشبختی را فقط در وجود او میبینم.