برگردان به زبان ساده
بنمای رو که والهٔ آن روی چون گلم
قربان شوم تو را چه کنم بی تحملم
هوش مصنوعی: به من نشان بده که چهرهی زیبایت چگونه است، من دیوانهوار شیفتهی آن جمال هستم. اگر تو را ببینم، نمیدانم چه کار کنم؛ تحمل از دست میدهم.
یک ساغر شراب میسر اگر شود
در بزم روزگار ز اهل تجملم
هوش مصنوعی: اگر در جشن و شادیهای زندگی، یک فنجان شراب بیابم، از دنیای تجمل و زرق و برق دور خواهم شد.
دزدیده هم نکرده فلک سوی من نظر
در روزگار، سرمهٔ چشم تغافلم
هوش مصنوعی: فلک به من توجهی ندارد و در روزگار فقط به خاطر بیتوجهیام، انگار که سرمهای بر چشمانم زده شده است.
در هر ظهور عشق ظهوری دگر کند
در شهر و کوچه ها سگ و در باغ بلبلم
هوش مصنوعی: در هر بار ظهور عشق، باری دیگر خود را نشان میدهد. در کوچهها و خیابانها، مثل سگی سرگردان و در باغ، مانند بلبل میخواند.
تا مرغ دل ز دانهٔ خالش طمع برید
نی در شکنج زلف نه در قید کاکلم
هوش مصنوعی: تا زمانی که دل مرغ عشق از دانه محبت او ناامید نشده، نه در زلفهای پیچیدهاش گرفتار میشود و نه در قید موهایم.
از جا به هیچ باب سعیدا نرفته ام
چون خانه زاد صبر و مرید توکلم
هوش مصنوعی: من هیچگاه از جایی که هستم، به دنبال خوشبختی نرفتهام، چرا که همچون کسی که از ابتدا در خانهای زندگی میکند، صبر و اعتماد به توکل را در خود دارم.