برگردان به زبان ساده
حال من این است غیر حال ندانم
عاشقم و رسم قیل و قال ندانم
هوش مصنوعی: احساس من این است که نمیتوانم خودم را توصیف کنم. عاشق هستم، اما نمیدانم چطور این عشق را بیان کنم.
ملک محبت کسی احاطه نکرده
مرتبه یادگیری عشق را کمال ندانم
هوش مصنوعی: عشق و محبت مقام و مرتبهای است که هیچ شخصی نمیتواند به طور کامل به آن دست یابد و هرگز نمیتوان آن را به عنوان کمال و نهایت یادگیری دانست.
در دل من سبز شد درخت محبت
تا چه ثمر بخشد این نهال ندانم
هوش مصنوعی: در درون من درخت عشق پرورش یافته و نمیدانم که این نهال چه میوهای خواهد داد.
این همه رو زرد می کنند به دنیا
وه چه بلا شد به رنگ آل ندانم
هوش مصنوعی: این همه افرادی که به خاطر دنیا و مشکلات آن دچار افسردگی و بیحوصلگی میشوند، چه بر سرشان آمده و چرا رنگ و روی خود را میبازند؟
محمل ایام بس شتاب روان است
تا به کجا می کشد مآل ندانم
هوش مصنوعی: سرعت گذر زمان بسیار زیاد است و من نمیدانم این سفر به کجا ختم میشود.
زندگیم حلقه ای است بسته به زلفت
جز رخ و قد تو ماه و سال ندانم
هوش مصنوعی: زندگی من در دایرهای محصور شده است که تنها به موهایت مربوط میشود و جز چهره و قامت تو چیزی از زمان و سال نمیدانم.
چون ز خدا می رسد «الست» به گوشم
غیر «بلی» من دگر مقال ندانم
هوش مصنوعی: وقتی که از جانب خدا صدای «آیا من پروردگار شما نیستم» به گوشم میرسد، غیر از «بله» چیزی دیگری نمیتوانم بگویم.
می شکند آنچه راست می کند از گل
بهر چه می سازد این کلال ندانم
هوش مصنوعی: چیزی که از گل ساخته شده، میشکند، اما نمیدانم این کلال (کلاهی) برای چه هدفی درست شده است.
پای خرد جانب تو کند [و] زبون است
خود بنمایی دگر جمال ندانم
هوش مصنوعی: خرد از تو پیروی میکند و خود را خوار میداند، اما اگر زیبایی دیگری را نشان دهی، من از آن بیخبرم.
در سر من شور طرفه ای است سعیدا
کیست نهان گشته در خیال ندانم
هوش مصنوعی: در دل من شور و هیجانی وجود دارد، اما نمیدانم این حس از کیست و چه چیزی در ذهنم پنهان شده است.