برگردان به زبان ساده
به دل، داغ غم عشق بت پرکینه ای دارم
نه داغ است این که از جان رونما آیینه ای دارم
هوش مصنوعی: در دل من، غم عشق یک معشوق خشمگین و سرسخت نشسته است. این داغی که احساس میکنم، ناشی از عشقی عمیقتر از آن است که در ظاهر نمایان است.
چو مشکم نکهت «فقر سواد الوجه» می آید
از آن چون نافه بر تن خرقهٔ پشمینه ای دارم
هوش مصنوعی: بوی خوشی مانند مشک از من به مشام میرسد و این بوی دلانگیز از «فقر سواد الوجه» نشأت میگیرد. من مانند کسی هستم که در تن خود خرقهای پشمینه به تن دارد.
تو ای زاهد ملمع کرده ای دلق ریایی را
من از لمعات داغ او مصفا سینه ای دارم
هوش مصنوعی: ای زاهد، تو ظاهری زیبا و فریبنده را بر تن کردهای، ولی من از نوری که از داغ آن لباس بر سینهام رسیده، سینهای پاک و منور دارم.
اگرچه تلخ دارد فکر شنبه کام طفلم را
ولی از قند شیرین تر شب آدینه ای دارم
هوش مصنوعی: با وجود اینکه فکر روز شنبه برای بچهام تلخ و ناخوشایند است، اما شب شنبه برایم لحظاتی شیرین و دلنشین دارد.
ز بس کردم صفا در یاد آن معنی دل خود را
به تصویر خیالش خلوت آیینه دارم
هوش مصنوعی: به خاطر یاد آن مفهوم زیبا، دل خود را همچون تصویری در آینه نگه داشتهام و در آرامش و صفای آن غرق شدهام.
گدایم گرچه در صورت سعیدا لیک در معنی
ز داغ بی شمار عشق او گنجینه ای دارم
هوش مصنوعی: من اگرچه در ظاهر چیزی ندارم و گدا هستم، اما در عمق وجودم به خاطر عشق بیپایان او، گنجینهای بزرگ و ارزشمند دارم.